الملا فتح الله الكاشاني
262
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
و اندوهش زايل نگردد تا قيامت و اما شدت قلب و غلظت او با كفار نزد اهل اسلام واضح است كه در امت هيچكس با اهل كفر آن مقدار قتال و جدال نكرد و در مواقف جهاد ثبات قدم نورزيد كه آن حضرت و هيبت و سطوت هيچكس در نظر چنان نبود كه او را اكثر صناديد قريش بتيغ او هلاك شدند و اسلام به جهت مجاهده او قوت گرفت و شجاعت و قوت او در حرب بر وجهى بود كه انديشه از هيچ شجاع و بطل نميكرد و بهر كه روى ميآورد به خاك هلاك ميانداخت و هر جانبى كه توجه ميفرمود از كشته پشته ميساخت و در هيچ غزوهء مغلوب نميشد و به هيچ حربى اقدام نميكرد مگر كه با فتح و نصرت باز ميگشت و مرويست كه در بعضى غزوات اسد غويلم كه از شجعان و ابطال عرب بود و بغايت عظيم الجثه از صف كفار بيرون آمد بر اسبى چون كوه پاره سوار شده و زره و خودى كه چهار صد من آهن بود بر خود راست كرده و مغفرى از سنك بر سر نهاده و نيزهء چهل ذرعى در دست گرفته در ميان ميدان محاربه اسب را بجولان درآورد و آواز بركشيد و رجز آغاز كرد اصحاب چون او را ديدند ترسيدند و از مبارزت او برميدند و يكى از معروفان ايشان گفت ( و اللَّه ان لسانه هايل فكيف سنانه ) رسول صلَّى اللَّه عليه و آله مبارزت او را بر يك يك عرض كرد و ميگفت ( من حاربه له الامامة من بعدى ) هر كه با او حرب كند امامت از پس من او را باشد هيچكس از مبارزان جرأت نميتوانست كرد امير المؤمنين صلَّى اللَّه عليه و آله فرمود اگر رخصت باشد من بروم رسول ( ص ) فرمود كه جز تو كسى پيش او نتواند رفت و با او محاربه نتواند كرد پس او را پيش خود طلبيد و بدست مبارك خود عمامه بر فرق مبارك او بست و فرمود كه سر على بركة اللَّه فى حرز امان اللَّه على ثقة بنصر اللَّه پس آن حضرت متوجه حرب اسد غويلم شده و يك دو بار با هم بگشتند بعد از آن امير تيغ بالاى سر برد و فرود آورد او سپر آهنين بر سر كشيد تيغ سپر آهنين بريده و بر سر و پيشانى و حلق و گردن و سينه و كمرگاه او تا روى زمين دريده بدرازى او را به دو نيم كرد و آن گاه تيغ از او بيرون كشيد و هر دو نيمهء سرش از تن جدا كرده نزد رسول ( ص ) فرستاد و رسول تكبير كرده همه بدان فتح شادان شدند و كفار شكست خوردند و امير المؤمنين عليه السّلام در حين معاوده از اين غزوه فرمود كه انا على صاحب الصمصامة و صاحب الحوض لدى القيامة اخو نبى اللَّه ذى العلامة قد قال إذ عمنى العمامة انت الذى بعدى له الامامة و آن حضرت هم چنان كه در زمان رسول خداى با كفار حرب كرد و بعد از آن نيز با فجار جهاد كرد و تقويت اسلام فرمود چنانچه مشهور است و حضرت رسالت ( ص ) از اين خبر داده حيث قال يا على انك ستقاتل الناكثين و القاسطين و المارقين مراد بناكثين اهل بصرهاند و قاسطين معويه و اهل شام و مارقين خوارج نهروان و نيز روزى صحابه را فرمود كه منكم من يقاتل على تأويل القران كما