الملا فتح الله الكاشاني
259
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
فردا رايت را به كسى دهم كه خدا و رسول را دوست دارد و خدا و رسول او را دوست دارند و حمله آرنده باشد بر دشمنان نه گريزنده و نه بازگردنده تا آنكه حقتعالى در دست او فتح خيبر كند آن شب همهء اصحاب در فكر اين بودند كه آيا اين منصب جليل و مرتبهء رفيع نامزد كه شود و همه توقع آن داشتند كه ايشان باشند و چون صبح طلوع كرد هر كه سلاح نيكوتر داشت بر خود راست كرد و اسبى كه زيباتر بود برنشست و خود را بر رسول صلَّى اللَّه عليه و آله عرضكرد رسول صلَّى اللَّه عليه و آله درنگريد ديد كه همهء اصحاب مكمل و مسلح شدهاند و امير المؤمنين صلوات اللَّه عليه را در ميان ايشان نديد فرمود كه على كجا است گفتند يا رسول اللَّه صلَّى اللَّه عليه و آله او را چشم درد مىكند سلمان را فرمود او را حاضر كن سلمان بر او گفت اجب رسول اللَّه اجابت رسول خدا كن وى برخاست و سلمان دست او را بگرفت و او چشم را بر هم نهاده پاى را ميكشيد تا نزد حضرت رسالت صلَّى اللَّه عليه و آله آمد فرمود كه اى على ترا چه رسيده فرمود صداع براسى و وجع بعينى لا ابصره معه مرا درد سريست و درد چشمى كه به جهت آن هيچ نميتوانم ديد فرمود كه پيشتر آى چون پيشتر آمد رسول صلَّى اللَّه عليه و آله آب دهن مبارك خود را در چشم او انداخت و دست مبارك بر آن ماليد فى الحال چشم او گشوده و روشن گشت بر وجهى كه گويا هر گز وى را درد چشم نبوده و روايت را به او داد و تفصيل اين قصه در سورة الفتح تحرير خواهد يافت انشاء اللَّه و ديگر خبر طاير مشوى است كه در آنجا نيز اشاره است به آنكه على بن ابى طالب احب الخلق عند اللَّه است و احمد بن حنبل در مسند خود آورده ( باسناده الى سفينه مولى رسول اللَّه ) صلَّى اللَّه عليه و آله كه زنى از انصار مرغ بريانى باد و رغيف بجناب نبوت ( ص ) آورد رسول فرمود كه اللهم ائتنى باحب خلقك اليك و الى رسولك يا كل معى هذا الطير فجاء على الى الباب فرفع صوته فقال رسول اللَّه صلَّى اللَّه عليه و آله من على الباب قال على انا ففتح له فاكل مع النبى عليهما السلام حاصل معنى اين خبر آنست كه احمد بن حنبل در مسند خود آورده است باسناد از سفينه كه آزاد كرده پيغمبر است ( ص ) كه روزى زنى از انصار مرغ بريانى بر سبيل هديه با دو نان بجناب رسالت پناه آورد آن سرور دعا فرمود كه خدايا آن كس كه دوسترين خلق تو است نزد تو و نزد رسول تو او را به من برسان تا با من اينطعام را بخورد پس در ساعت شاه ولايت صلوات اللَّه عليه بالهام حضرت إله بر در سراى حضرت رسالت پناه ( ص ) آواز برداشت آن حضرت پرسيد كه اين كيست كه آواز ميدهد سرور اوليا فرمود منم على بن ابى طالب پس آن حضرت فرمود كه در بگشائيد امير المؤمنين صلوات اللَّه عليه و آله درآمد و آن مرغ را با حضرت رسالت ( ص ) بنوشيد و اين فضيلتيست عظيم و كرامتيست جسيم كه دوست و دشمن به اين معترفند و كسى را مجال انكار