الملا فتح الله الكاشاني

238

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

باشد ساقط نميگردد و اگر باقرار باشد نزد بعضى حد واجب است هم چنان كه در بينه و در نزد بعضى ديگر امام مخير است بجهة فعل امير المؤمنين صلوات اللَّه عليه در وقتى كه سارقى مقر شد بسرقت بعد از آنكه توبه كرد حضرت فرمود از قرآن چيزى حفظ كردهء گفت آرى سورة البقرة فرمود و هبت يدك بسورة البقرة يعنى دست تو را بسورة البقرة بخشيدم اشعث گفت ( أ تعطل حدا من حدود اللَّه ) آيا معطل ميگذارى حدى از حدود اللَّه را فرمود كه و ما يدريك اذا قامت البينة فليس للامام ان يعفو قال اللَّه تعالى و الحافظون لحدود اللَّه و اذا اقر الرجل على نفسه بسرقت فذاك الى الامام ان شاء عفى و ان شاء عاقب يعنى نميدانى كه چون بينه قايم باشد پس امام را جايز نيست كه عفو كند و حقتعالى فرموده كه حدود خداى را محافظت كنيد و هر گاه اقرار كند بر نفس خود بدزدى پس امام مخير است اگر خواهد عفو كند و اگر خواهد عقوبت فرمايد و بدانكه حق مالك ساقط نميشود بتوبه مطلقا مگر با تصريح او بابراء همچنين ساقط نمىشود مال بقطع بلكه رد عين مال بر او واجب است با بقاى او و اگر نه قيمت آن و ابو حنيفه گفته كه قطع و غرامت هر دو بر او واجب نميشود بلكه اگر قطع كنند غرامت از او ساقط است و اگر غرامت كنند قطع از او ساقط است و اين فرق ضعيف است و با ثبوت توبة حقيقيه شهادت او مقبول است لقوله تعالى * ( إِنَّ اللَّه غَفُورٌ رَحِيمٌ ) * و اين دليل است بر آنكه قبول توبه بر خدا واجب نيست بلكه محض تفضل است چه اگر قبول توبه بر او سبحانه واجب بودى * ( غَفُورٌ رَحِيمٌ ) * نگفتى * ( أَ لَمْ تَعْلَمْ ) * خطاب با حضرت است و استفهام براى تقرير است يعنى البته دانسته و يا مراد هر يك از امت ويند يعنى ندانسته‌ايد * ( أَنَّ اللَّه لَه مُلْكُ السَّماواتِ وَالأَرْضِ ) * آنكه خداى مر او راست پادشاهى آسمان ها و زمينها * ( يُعَذِّبُ مَنْ يَشاءُ ) * عذاب مىكند هر كه را ميخواهد چنان كه سارق را بقطع يد حكم فرموده * ( وَيَغْفِرُ لِمَنْ يَشاءُ ) * و ميآمرزد هر كه را ميخواهد يعنى سارق را بعد از توبه تقديم تعذيب بر مغفرت يا به جهت ترتيب ما سبق است و يا آنكه مراد به آن قطع است و آن در دنيا است كه مقدم است بر آخرت * ( وَاللَّه عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ) * و خداى بر همه چيزها از مغفرت و تعذيب توانا است و چون در ما تقدم ذكر يهود و نصارى كرد در عقب آن به جهت تسليهء حضرت رسول صلَّى اللَّه عليه و آله و امانة از كيد ايشان فرمود كه * ( يا أَيُّهَا الرَّسُولُ ) * اى فرستاده خطاب به تشريفست كه آن حضرت را بلقب بزرگوارى ياد كرد چه انبياى ديگر را بنام مخاطب ميساخت چون يا آدَمُ أَنْبِئْهُمْ يا نُوحُ اهْبِطْ و يا إِبْراهِيمُ أَعْرِضْ و يا مُوسى إِنِّي اصْطَفَيْتُكَ و يا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ أَ أَنْتَ قُلْتَ و چون نوبت بخطاب