الملا فتح الله الكاشاني
235
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
و اين جمله تمثيل است براى لزوم عذاب ايشان و عدم خلاصى ايشان از آن و قوله * ( وَلَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ ) * تصريح به آنچه مقصود است از آن و همچنين است قوله * ( يُرِيدُونَ ) * خواهند يعنى طمع دارند يا قصد كنند * ( أَنْ يَخْرُجُوا مِنَ النَّارِ ) * از آنكه بيرون آيند از آتش دوزخ * ( وَما هُمْ بِخارِجِينَ مِنْها ) * و حال آنكه نيستند ايشان بيرون آيندگان از آتش * ( وَلَهُمْ عَذابٌ مُقِيمٌ ) * و مر ايشانراست عذابى دايم كه هرگز زوال و انقطاع نيابد و ذكر * ( وَما هُمْ بِخارِجِينَ ) * بدل و ما يخرجون بجهة مبالغه است و افادة دوام و تأييد و استمرار و در حديث آمده كه * ( يُرِيدُونَ أَنْ يَخْرُجُوا ) * به اين معنى است كه حقتعالى درى از بهشت در دوزخ گشايد ايشان چون آن را به بينند قصد آن كنند و بشتاب زده گى بر سر يكديگر افتند تا از آن بيرون آيند چون نزديك آن در رسند در را بر روى ايشان دربندند ايشان محروم باز گردند اگر گويند كه كفار چگونه ارادهء خروج كنند با آنكه دانسته باشند كه ايشان در دوزخ مخلد خواهند بود گوئيم علم بعدم خروج صارف نيست از ارادهء خروج چه علم بعدم وقوع شىء صارف نيست از ارادهء آن و بدانكه چون حقتعالى در آيات متقدمه بيان حكم نمود در كسى كه از روى جهر اخذ اموال كند در عقب آن بيان حكم مىكند در كسى كه بر وجه سر اخذ آن نمايد و ميفرمايد كه * ( وَالسَّارِقُ وَالسَّارِقَةُ ) * مرد و زن دزد * ( فَاقْطَعُوا أَيْدِيَهُما ) * پس ببريد دستهاى راست ايشان را چون اخذ نصاب كنند كه آن ربع دينار است نزد ما و شافعى و ده درم نزد حنفى و سه درم نزد مالك و بدانكه السارق و السارقه تا آخر دو جملهاند نزد سيبويه زيرا كه تقدير اين است كه ( فيما يتلى عليكم ) حكم * ( السَّارِقُ وَالسَّارِقَةُ فَاقْطَعُوا أَيْدِيَهُما ) * و يك جمله است نزد مبرد وفا براى سببية است كه بر خبر داخل شده است بجهة آنكه مبتدا متضمن شرط است زيرا كه معنى آنست كه ( و الذى سرق و التي سرقت ) و سرقة بمعنى اخذ مال غير است در خفيه و وجوب قطع در صورتى است كه از حرز بر دارد و به قدر ربع دينار يا مساوى آن بوده باشد لقوله عليه السّلام القطع فى ربع دينار فصاعدا و مراد بايدى ايمان است و قطع آن از رسغ است چه در روايت صحيحه آمده است كه سارقى را نزد حضرت رسالت صلَّى اللَّه عليه و آله آوردند امر فرمود كه دست راست او را از رسغ قطع كنند و قوله * ( جَزاءً ) * منصوبست بعلية يعنى قطع يد ايشان كنيد به جهت پاداش دادن * ( بِما كَسَبا ) * به آنچه كردهاند و آن ترك حرمتست در مال مؤمن * ( نَكالًا مِنَ اللَّه ) * نيز منصوبست بعليه يعنى اين جزا دادن است بجهة عقوبت صادره از حقتعالى تا متنبه شده باز ايستند از رجوع به مثل آن عمل و ميتواند بود كه هر