الملا فتح الله الكاشاني

21

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

كه ( حافظات لفروجهن و اموال ازواجهن و اولادهن ) كما جاء فى الحديث و در اينقول نظر است چه اين معنى مقتضى اينست كه فى الغيب باشد بر تقدير حذف مفعول به نه للغيب و تفسير بما حفظ اللَّه بر اين طريق فرموده كه مذكور شد سيم بيان حكم نشوز است و اصل آن ارتفاع است چنان كه گذشت و بعد از آن شرع آن را نقلكرده بعصيان زوج و ذكر فا در خبر بجهة آنست كه مبتدا متضمن شرط و جزا است زيرا كه موصول است و وعظ بمعنى تخويف است به خدا و بعواقب و در هجر در مضاجع چند قولست يكى عدم مجامعه دوم توليه ظهر در فراش سيم عدم بيتوته در يك فراش بلكه در فراش ديگر بخسبد و مراد بضرب ضربى است كه غير جارح باشد و كاسر عظم نباشد و اوجه ترتيب ثلاثه است بر طبق ترتب ذكر من حيث المعنى نه من حيث اللفظ زيرا كه واو مفيد ترتيب نيست و ترتب ذكر من حيث المعنى ترتب اخف است پس ثقيل پس اثقل هم چنان كه واجب است در نهى از منكر و اينكه بعضى تفسير تخافون به تعلمون كرده‌اند قولى ضعيف است و اصح آنست كه معنى آنست كه اگر امارهء نشوز ظاهر شود پس پند دهيد ايشان را و اگر اظهار نشوز كنند هجرت نمائيد از ايشان و اگر بر نشوز استمرار نمايند بزنيد ايشان را انتهى كلامه در خبر است كه رسول ( ص ) فرمود علق السوط حيث يراه اهل بيتك يعنى تازيانه را جايى درآويز كه اهل بيت و زيردستان تو آن را ببينند تا بجهة خوف آن بنشوز اقدام ننمايند اسماء بنت ابى بكر روايت كند كه من زن چهارم زبير عوام بودم چون بر يكى از زنان خود خشم گرفتى او را بچوبى كه جامه در آن پيچند زدى چنان كه اعضاى او در هم شكستى و در مجمع آورده كه از ابى جعفر عليه السّلام مرويست كه مراد بهجرت در مضاجع پشت كردن مرد است بر زن در جامهء خواب و اگر از اين منزجر نشود او را بايد زد و كلبى در تفسير خود از ابن عباس نقلكرده كه ( فعظوهن بكتاب اللَّه ادلاء بان يقول اتقى اللَّه و ارجعى الى طاعتى فان رجعت و الا اغلظ لها القول فان رجعت و الا اضربها ضربا غير مبرج ) و ضرب مبرج آنست كه قطع لحم و كسر عظم نشود و از ابى جعفر مرويست كه آن ضربست بسواك و چون حقتعالى حكم مخالفت احد زوجين نمود در عقب آن بيان حكم بكيفيت رفع مخالفت ميفرمايد بقوله * ( وَإِنْ خِفْتُمْ ) * و اگر ترسيد بامارات يا دانيد بمشاهده اى حكام شرع با اولياى زوجين * ( شِقاقَ بَيْنِهِما ) * ناسازگارى و خلاف ميان مرد و زن مرجع ضمير زوجين محذوف است بقرينه سوق آيهء سابقه و اضافه شقاق بظرف يا به جهت اجراى آنست در مجراى مفعول به كقوله يا سارق الليلة يا فاعل كقولك نهارك صائم حاصل كه اگر خوف مخالفت باشد يا آنكه مخالفت افتد ميان زوجين * ( فَابْعَثُوا ) * پس برانگيزانيد از براى تحقيق نشوز يا رفع آن * ( حَكَماً مِنْ أَهْلِه ) * ميانجى كه صلاحية حكومة