الملا فتح الله الكاشاني

204

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

دلالتست كه بطريق افراط كه آن اتخاذ اهل كتابست بعضى رسل را بمعبوديت و طريق تفريط كه كشتن ايشانست پيغمبران را و دشمن گرفتن آنها را مذموم است و طريق حق ميان افراط و تفريط است كه آن تصديق برسالت همهء رسل و اذعان بوحدانيت او سبحانه است و از اينجاست كه امير المؤمنين عليه السّلام فرمود كه اليمين و الشمال مضلة و الطريق الوسطى هى الجادة القصه بنى اسرائيل بر اين عهد مذكور وفا نكردند و مستوجب لعن گشتند كما قال جل ذكره * ( فَبِما نَقْضِهِمْ مِيثاقَهُمْ ) * ما زايده است براى تأكيد يعنى البته به جهت شكستن ايشان پيمان خود را يعنى پيمانى را كه از ايشان فرا گرفته‌ايم * ( لَعَنَّاهُمْ ) * رانديم ايشان را از رحمت خود يا مسخ گردانيديم يا خوارى جزيه بر ايشان وضع كرديم * ( وَجَعَلْنا قُلُوبَهُمْ ) * و گردانيديم دلهاى ايشان را * ( قاسِيَةً ) * بسيار سخت بر سبيل عقوبت به اين وجه كه الطافى كه نزد آن دلهاى ايشان را نرم گرداند از ايشان باز داشتيم يعنى به جهت فرط عناد و جحود ايشان و عدم تدبر ايشان در آيات واضحهء هاديهء ما تخليه ايشان كرديم و آنها را در وادى ضلالت بگذاشتيم و سلب توفيق و لطف نموديم از ايشان تا آنكه قلوب ايشان رسوخ تام يافته اصلا متأثر نشده از مشاهده آيات و استماع تخويفات و يا معنى آنست كه ما حكم بقساوت قلوب ايشان كرديم * ( يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ ) * ميگردانند سخنان تورية را كه نعت حضرت رسالت صلَّى اللَّه عليه و آله از جملهء آنست اين استينافست براى بيان قسوت قلوب ايشان چه هيچ قسوه سختتر از تغيير كلام الهى و افترا بر او نيست و ميتواند بود كه حال باشد از معنى لعناهم نه از قلوب زيرا كه ضميرى در او نيست كه راجع باشد بقلوب يعنى ما لعن كرديم ايشان را در حالى كه ميگردانند كلمهء تورية را * ( عَنْ مَواضِعِه ) * از جايهاى آن حكم تورية را مأول ميگردانند بتأويلات فاسده * ( وَنَسُوا حَظًّا ) * و ترك كردند بهرهء تمام را * ( مِمَّا ذُكِّرُوا بِه ) * از آنچه پند داده شده بودند بدان در تورية از متابعت پيغمبر آخر الزمان هم چنان كه كسى چيزى را فراموش گرداند و به جهت آن ترك آن كند و بفعل نياورد و نزد بعضى معنى آنست كه بنى اسرائيل تحريف تورية كردند و به جهت شآمت آن احكامى ديگر كه در تورية بود و تحريف نكرده بودند از خاطر ايشان برفت هم چنان كه از ابن مسعود مرويست كه قد ينسى المرء بعض العلم بالمعصية يعنى گاهست كه فراموش مىكند مرد بعضى از علوم را به جهت شأمت معصيت و بعد از آن اين آيه تلاوت نمود كه * ( يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَنْ مَواضِعِه وَنَسُوا حَظًّا مِمَّا ذُكِّرُوا بِه ) * * ( وَلا تَزالُ تَطَّلِعُ ) * و هميشه