الملا فتح الله الكاشاني
195
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
زنان را به مباشرت * ( فَلَمْ تَجِدُوا ماءً ) * پس نيابيد آب را بعد از طلب يا ميان شما و آب حايلى باشد از دشمن و سبع كه از آن ظن هلاك نفس باشد و يا آب در چاهى باشد و آلت استسقا مفقود باشد و يا فروشند و شما بر قيمت آن قدرت نداشته باشيد * ( فَتَيَمَّمُوا صَعِيداً طَيِّباً ) * پس قصد تيمم كنيد به خاك پاك * ( فَامْسَحُوا ) * پس مسح كنيد * ( بِوُجُوهِكُمْ وَأَيْدِيكُمْ ) * بعضى از روها و دستهاى خود را * ( مِنْه ) * از آن خاك اگر بدل وضو است بيك ضربت و اگر بدل غسل است به دو ضربت يكى براى روى و يكى براى هر دو دست تفسير اين آيه سمت ذكر يافته در سورة النساء و ميشايد كه تكرار اين به جهت آن باشد كه متصل باشد كلام در بيان انواع طهارت و بدانكه حق سبحانه و تعالى در اين كلام ميمنت فرجام چند چيز ذكر كرده كه بوجود آن تيمم مباح مىشود يكى مريض كه متضرر شود باستعمال آب يا عاجز شود از سعى در طلب آب دويم مسافرى كه نيابد آب را در سفر پس على مفيد حالست اى حال السفر كقولهم زرت فلانا على شربه و تخصيص سفر به جهت اغلبيت است نه به جهت اختصاص آن باباحت بلكه تيمم مباح است در سفر و حضر با فقدان آب و مالك نيز بر اينست و شافعى گفته كه حاضر تيمم كند و اعادهء نماز نمايد در حين و جدان آب و در سفر منع تيمم كند بلكه صبر كند تا آب پيدا بشود و از ابى حنيفه دو قول نقل كردهاند و قول ما حقست كه آن اباحت تيمم است در سفر و حضر زيرا كه مفهوم مخالف نزد ما حجت نيست و نصوص عامند سيم غائط بمعنى موضع مطمئن است از زمين و اين كنايه است از حدث اى ( الخارج من دبر الانسان من العذرة ) و تسميهء آن بغايط در شرع از قبيل تسميهء حالست باسم محل و من براى تبيين است اى جاء موضعا من الغائط و نزد اخفش من زائده است براى تجويز زيادتى آن در اثبات پس نزد او احتياج بتقدير مفعول نباشد و مراد اينست كه ( ان كنتم محدثين باحد الاحداث اى البول و الغائط و الريح ) و او بمعنى واو است و اما حدث غير ثلثه مستفاد مىشود از غير آية يعنى از سنت مطهره چهارم كسايى و حمزه لمستم خواندهاند كقوله لم يمسسنى بشر و باقى لا مستم خواندهاند ( بالف ) زيرا كه فاعل بمعنى فعل آمده است چون عاقب و لمس و لامس كنايهاند از جماع و اين قول ابن عباس و حسن و مجاهد و قتاده است و تكنيه آن از جماع جهت آنست كه به آن متوصل ميتوان شد به جماع و اين مختار اصحاب اماميه است و شافعى گفته كه تلاقى بشرتين ذكر و انثى مطلقا در غير محارم موجب وضو است و نزد ابى حنيفه اگر موجب انتشار عضو شود ناقض است و الا فلا و حق اولست بجهة اجماع اصحاب ما و لقول الباقر صلوات اللَّه عليه و قد سئل عن معنى الاية قال ما يعنى الا المواقعة دون الفرج يعنى آن حضرت را از معنى آيه پرسيدند فرمود كه حق تعالى از اين نخواسته مگر مواقعه را نزد