الملا فتح الله الكاشاني
183
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
كه يسئلونك بلفظ غيبت واقع شده و كلا الوجهين جايز است در امثال اين حاصل معنى آنست كه ايشان بعد از استماع محرمات مذكوره ميگويند تو را كه چه چيز ما را حلال است * ( قُلْ أُحِلَّ لَكُمُ الطَّيِّباتُ ) * بگو حلال كرده شده است كشتارهاى پاكيزه ما دام كه شرع استخباث آن نكرده باشد و آن هر ذبيحه است كه بنام حقتعالى ذبح كرده باشند پس حرام باشد مستخبثات عرب كه بنام اصنام ذبح مىكردند يا مراد بطيبات محلاتست كه مذكاهاند بر نهج شرع واضح آن است كه مراد هر چيزى است كه تحريم آن در شرع ثابت نشده باشد چه اصل در اشياء اباحه است * ( وَما عَلَّمْتُمْ ) * و نيز حلال شده است براى شما صيد آنچه تعليم دادهايد * ( مِنَ الْجَوارِحِ ) * از شكار كنندگان مراد سگانند فقط و اين مرويست از ائمه صلوات اللَّه عليهم و از ابن عمرو ضحاك منقول است و از جملهء روايات مأثوره از ائمه صلوات اللَّه عليهم در اين باب آنست كه على بن ابراهيم در تفسير خود آورده باسناد از ابى بكر خضرمى از ابى عبد اللَّه صلوات اللَّه عليه روايت كرده كه آن حضرت را از صيد بزاة و صقور و فهود و كلاب سؤال كردند فرمود كه لا تاكل الا ما ذكيت الا الكلاب گفتم اگر كلاب آن را كشته باشد فرمود كل و كان اللَّه يقول * ( وَما عَلَّمْتُمْ مِنَ الْجَوارِحِ مُكَلِّبِينَ تُعَلِّمُونَهُنَّ مِمَّا عَلَّمَكُمُ اللَّه فَكُلُوا مِمَّا أَمْسَكْنَ عَلَيْكُمْ وَاذْكُرُوا اسْمَ اللَّه عَلَيْه ) * و بعد از آن فرمود كه كل شيء من السباع يمسك الصيد على نفسها الا الكلاب المعلمة فانها تمسك على صاحبها و بعد از آن فرمود اذا ارسلت الكلب المعلم فاذكر اسم اللَّه عليه فهو ذكاته و هو ان تقول بسم اللَّه و اللَّه اكبر و نزد بعضى ديگر مراد مطلق سباعند چون سك و يوز و امثال آن چون چرخ و باز و غير آن و در انوار گفته كه اين عطف است بر طيبات اگر ما موصوله باشد بر تقدير و صيد ما علمتم چنانچه بر اين مفسر شد و جمله شرطيه است اگر ما شرطيه باشد و جواب آن فكلوا كه مذكور است بعد از اين و جوارح بمعنى كواسب صيد است بر اهل خود از سباع ذوات الاربع و طيور كه جارحهاند و قوله * ( مُكَلِّبِينَ ) * حالست از علمتم و فايدهء آن مبالغه است در تعليم يعنى حلال است شما را صيد حيوانات شكارى كه تعليم آنها دادهايد در حالتى كه ادب كنندگانيد طريق صيد كردن چه مكلف بمعنى مؤدب و معلم كلب است و معزى آن به صيد مشتق از كلب است و گويند مراد بكلب جميع سباعند به جهت آنكه هر سبع را كلب ميگويند لقوله عليه السّلام اللهم سلط عليه كلبا من كلابك و نزد اهل بيت عليه السّلام آيه مخصوص است بسگان شكارى چه صيد سباع ديگر حلال نيست مگر بادراك التذكيه و قوله * ( تُعَلِّمُونَهُنَّ ) * حال ثانيه است يا جمله مستأنفه