الملا فتح الله الكاشاني
166
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
وَ إِنْ كانَ رَجُلٌ يُورَثُ كَلالَةً گذشت و نيز آنجا معلوم شد كه كلاله صادق ميايد بر اخوهء از ابوين و بر اخوهء از احدهما و كلالهء ام و بيان ميراث او هم آنجا سمت ذكر يافت و مراد بكلاله اينجا اخوه است از ابوين يا از اب پس مىگوئيم هر گاه مجتمع شوند كلالات هر كه را كه متقرب بام است سدس ميراث است اگر يكى باشد يا ثلث است اگر زياده از يكى باشد و باقى براى متقرب بابوين است و با عدم ايشان از آن متقرب به ابوين است و با عدم ايشان از آن متقرب باب و اگر ما سواى متقرب بام نباشد اخذ تسميه مىكند كه آن سدس است يا ثلث و باقى بر ايشان رد كرده مىشود نزد اصحاب ما و فقهاى عامه زايد مر عصبه راست و همچنين مىگوييم كه مر اخت واحده را از ابوين نصف است و مر اختين فصاعدا از ايشان را ثلثان و باقى رد كرده مىشود بر اخت يا اختين فصاعد او نزد عامه از آن عصبه است و در اين مقام چند فايده است يكى آنكه در قوله و هو يرثها ان لم يكن لها ولد دلالت است بر بطلان قول عامه بميراث گرفتن اخ نصف مال را با بنت زيرا كه حق تعالى شرط كرده است در ارث اخ انتفاى و اللَّه و بنت ولد بدليل قوله تعالى * ( يُوصِيكُمُ اللَّه فِي أَوْلادِكُمْ لِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الأُنْثَيَيْنِ ) * پس مطلقا وارث نباشد زيرا كه مشروط معدوم است نزد عدم شرط آن پس اگر نصف مال را ميراث گيرد مخالفت كتاب عزيز لازم آيد دويم در و هو يرثها دلالت است بر آنكه اخ ميراث گيرد بفرض جهت دلالت نص بر آنكه او با عدم ولد همه ميراث ميبرد پس از اصحاب فروض باشد سيم اولاد اخوة و اخوات نزد ما قائم مقام آباى خوداند و هر يك نصيب من يتقرب به ميبرد چهارم اجداد نزد ما در مرتبه اخوهاند پس هر گاه كه با ايشان جمع شود جد پدرى مانند اخ پدرى است و جد مادرى مانند اخ مادرى است و همچنين است جده پنجم مرتبه ثالثه از مراتب ثلاثهء اعمام و اخوالند نزد ما و نزد بعضى از فقهاى عامه و در قرآن دلالتى صريح بر ارث ايشان نيست ليكن ممكن است استدلال بآيهء اولو الارحام چه آن عام است رد هر ذى رحمى و اعمام و اخوال ذى ارحامند و همچنين اين آيه دلالت است بر رد بر ارباب فروض به جهت اجماع همهء امت بر آنكه اگر آيه دلالت بر ارث كند واجب است در آن مراعات اقرب فالاقرب و هيچكس اقرب از ارباب فروض نيست و اگر نه حق سبحانه و تعالى تقديم آن مىكرد بر ايشان هذا خلف اما دلالت آن بر ارث در ما تقدم معلوم شده و مع ذلك اجماع طايفهء حقه است بر اينكه معصوم در ايشان داخل است و نيز احاديث متواتره از ائمه هدى صلوات اللَّه عليهم اجمعين معلوم شده و تفصيل آن در كتب فقه مسطور است * ( يُبَيِّنُ اللَّه لَكُمْ ) * بيان مىكند خدا احكام ميراث را براى شما و حق و صواب آن را * ( أَنْ تَضِلُّوا ) * به جهت كراهت اينكه گمراه شويد و يا بيان مىكند آنچه درست و راست است تا گمراه نشويد بنا بر اول مضاف محذوف است و بنا بر ثانى لاء نافيه و يا معنى آن