الملا فتح الله الكاشاني
100
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
كه به آن نقل نمايند و در انوار گفته كه اشتقاق مراغم از رغام است كه بمعنى ترابست يعنى مكان بسيار در زمين يابد كه به آن متحول شود و گويند مراد طريقه است كه به جهت توجه نمودن او در آن مراغمت كند با قوم خود يعنى بكراهت از ايشان مفارقت كند بر رغم انوف ايشان و اين نيز از رغام مأخوذ است ( وسعة ) و فراخى در روزى يا گشادگى در اظهار دين و اعلاى كلمه و نزد مجاهد و قتاده مراغم بمعنى مزحزح است از مكروهات و سعه بمعنى خلاصى از تنگناى ضلالت به فضاى وسيع هدايت يا مراد مهاجر فسيح و متسع است از آنچه در آن بوده باشد از تضيق مشركان بر آن * ( وَمَنْ يَخْرُجْ مِنْ بَيْتِه ) * و هر كه بيرون آيد از خانه خود * ( مُهاجِراً إِلَى اللَّه وَرَسُولِه ) * در حالتى كه هجرت كننده باشد به خدا و رسول او يعنى خاصه از براى رضاى ايشان باشد و بدون غرضى از اغراض ديگر * ( ثُمَّ يُدْرِكْه الْمَوْتُ ) * پس دريابد او را مرگ در اثناى طريق و بهجرتگاه نرسد * ( فَقَدْ وَقَعَ أَجْرُه ) * پس بتحقيق كه ثابت شد مزد او * ( عَلَى اللَّه ) * نزديك خدا و وقوع آن بر او واجب وقوع و وجوب مستعار باشند پس معنى آنست كه ( ثبت اجره عند اللَّه ثبوت الامر الواجب ) يعنى اجر مهاجر نزد خدا ثابت است مانند ثبوت امرى كه واجب باشد كه اگر اجر او به او نرساند خلاف حكمت و مصلحت او باشد و ترك حكمت او سبحانه را جايز نيست چه آن مستلزم نقص و عيب است ( تعالى اللَّه عن ذلك علوا كبيرا ) * ( وَكانَ اللَّه ) * و هست خدا * ( غَفُوراً ) * آمرزندهء گناهان تاخيرى كه هجرت كرده * ( رَحِيماً ) * مهربان در وعدهء مثوبت او بحسن نيت او يا غفور است گناهانى را كه قبل از مهاجرت در حال شرك كرده و رحيم در آنچه در حال اسلام كرده و چون حقتعالى امر كرد بندگان را بجهاد و هجرت در عقب آن بيان صلاة سفر خوف مىكند و ذكر تخفيف آن براى ايشان و ميفرمايد كه * ( وَإِذا ضَرَبْتُمْ فِي الأَرْضِ ) * و چون سفر كنيد در زمين * ( فَلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُناحٌ ) * پس نيست بر شما گناهى * ( أَنْ تَقْصُرُوا مِنَ الصَّلاةِ ) * در آنكه كوتاه سازيد از نماز يعنى رباعية را دو ركعت گذاريد * ( إِنْ خِفْتُمْ ) * اگر ترسيد * ( أَنْ يَفْتِنَكُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا ) * آنكه در فتنه اندازند يعنى بكشند يا مشرك سازند شما را آنان كه كافر شدند اين شر باعتبار غالب است چه در آن وقت در حوالى مدينه مسلمانان را دشمنان بودهاند و حالا بىترس تقصير نيز بايد كرد در سفر باجماع و روايات متظاهره * ( إِنَّ الْكافِرِينَ ) * بدرستى كه كافران * ( كانُوا لَكُمْ ) * هستند شما را * ( عَدُوًّا مُبِيناً ) * دشمنى آشكارا در كنز آورده كه ضرب در ارض بمعنى سير است و جناح بمعنى الم و نفى جناح مستعمل مىشود