الملا فتح الله الكاشاني
98
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
فرزند نمىماندى نذر كردى كه اگر فرزند او بماند و فوت نشود آن را بجهودان دهم چون زمان اسلام رسيد جمعى از اولاد انصار كه مواصله كرده بودند يا يهودان بنى النضير در ميان ايشان بودند و چون حق سبحانه جلاى وطن بر ايشان لازم ساخت انصار گفتند يا رسول اللَّه ( ص ) ايشان فرزندان و برادران مااند حقتعالى اين آيه فرستاد * ( لا إِكْراه فِي الدِّينِ ) * حضرت رسالت ( ص ) فرمود كه حق سبحانه ايشان را مخير گردانيده است اگر دين اسلام خواهند و بر آن رسوخ ورزند در منازل خود ساكن شوند و اگر كيش يهودى اختيار كنند با ايشان جلاى وطن كنند و خانمان خود را بگذارند واقدى گفته كه ( لا اكراه فى الدين بعد اسلام العرب ) زيرا كه عرب صاحب كتاب نبودند پس حقتعالى برسول خود امر فرمود كه از عرب قبول مكن مگر اسلام يا تيغ و اما اهل كتاب را بر دين اسلام اكراه مكن بلكه مخير ساز ايشان را ميان اسلام آوردن و جزيه قبول كردن و گفتهاند معنى آيه آنست كه هر كه را كه باسلام در آمد مگوييد كه تو باكراه ايمان آوردهء و در باطن كافرى كقوله وَلا تَقُولُوا لِمَنْ أَلْقى إِلَيْكُمُ السَّلامَ لَسْتَ مُؤْمِناً تَبْتَغُونَ عَرَضَ الْحَياةِ الدُّنْيا * ( فَمَنْ يَكْفُرْ ) * پس هر كه كافر گردد يعنى نگرود * ( بِالطَّاغُوتِ ) * بشيطان يا اصنام يا بهر چه آن را پرستش ميكنند جز از خداى از احجار و اشجار و حيوانات و ملائكه و يا بهر كه باز دارنده باشد بنده را از عبادت خدا و طاغوت فعلوتست ماخوذ از طغيان كه عين و لام او مقلوب شده و گويند طاغوت نفس اماره است كه فرماينده است ببدى حاصل كه هر كه نگرود به آنچه مخالف دين خدايست * ( وَيُؤْمِنْ بِاللَّه ) * و بگرود به خدا يعنى بتوحيد و تصديق نمايد بهمهء رسل او * ( فَقَدِ اسْتَمْسَكَ ) * پس بتحقيق كه طلب امساك كرده از نفس خود و چنگ آورده * ( بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقى ) * ببندى و دست آويزى محكمتر * ( لَا انْفِصامَ لَها ) * كه هيچ انفصالى و انقطاعى نيست او را يقال ( فصمته فانفصم اذا كسرته فانكسر ) و عروهء وثقى كه حبل وثيق است مستعار است از براى متمسك حق به نظر صحيح و رأى قويم و آن ايمانست و اتباع سنت و وقوف بر امر و نهى كه سلوك طريق پيغمبر است ( ص ) مراد آنست كه هم چنان كه كسى كه متمسك بعروهء وثقى شده منقطع نميشود و بوادى هلاكت نميافتد همچنين كسى كه بايمان تمسك جسته سمت انقطاع نمىپذيرد و در هاويهء ضلالت نميافتد * ( وَاللَّه سَمِيعٌ ) * و خدا شنواست قول كسى را كه متوسل بعرهء وثقاى ايمان شده * ( عَلِيمٌ ) * دانا است به نيت خالص مستمسك آن و ميشايد كه اين تهديد باشد بر نفاق و سلمى گويد كه عروهء وثقى توفيق است در بدايت و سعادت در نهايت و در حقايق نجميه آورده كه آن مر عوام را توفيق است در طاعت و مر خواص را مزيد در عنايت بمحبت و اخص خواص را جذبات ربوبيت كه