الملا فتح الله الكاشاني

96

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

و بلندى هست و ذروهء قرآن آية الكرسى است ( حديث بيستم ) از حضرت رسالت ( ص ) روايتست كه اين آيه درويشى را از صاحب خود باز دارد و او را توانگر گرداند و ببايد دانست كه اين آيهء شريفه را خواص بسيار و منافع بى شمار است و فوايد و عوايد آن بيرون از حد شمار از آن جمله شيخ فاضل محمد بن على بن ابى القاسم قزوينى نقل كرده در كتاب سر المكتوم و علم المكنون در خواص و منافع قرآن از شيخ فاضل كامل مجاهد الدين نقلكرده كه منافع و خواص آيهء كريمهء موسوم بآية الكرسى بيحد و نهايت است و فوايد آن از شرح و بيان متجاوز و مجملى از آنها مذكور ميگردد چه تفصيل از عنان اختصار بسر حد اطناب ميكشد و بدانكه هر كه اين آيه شريفه از پس هر نمازى بخواند خداى تعالى او را از خطرات نفسانى و وساوس شيطانى نگهدارد و اگر مداومت نمايد و بعد از هر نافله و فريضه تلاوت كند از فقر و احتياج و درويشى در امان باشد و بخلايق نيازمند نگردد و اگر بعد از هر فريضه و نافله مواظبت كند حق سبحانه او را از فضل و كرم خود مال بسيار دهد و روزى او فراخ گردد و رزق او را از جايى مقرر فرمايد كه اصلا در مخيلهء او نگذشته باشد و در خاطر او خطور نكرده و هر كه آية الكرسى را هر بامداد و شبانگاه بخواند حقتعالى او را از شر دزد و حرامى نگاه دارد و اسباب و اموال او در امان حق سبحانه باشد و اگر بر آن مواظبت كند از عذاب آتش محفوظ باشد و اسباب و امتعهء او از سوختن ايمن گردد و از خواب پريشان ديدن و ترسيدن در خواب در امان حقتعالى باشد و همچنين هر كه صبح و شام آن را تلاوة كند از آفت جنبندگان زمين چون نمار و عقارب و ساير حيوانات زهر دار محفوظ بماند و هر كه پيوسته آية الكرسى خواند آفتى و گزندى به او نرسد و از جميع آفات و بليات ايمن گردد و از شر جن و انس ايمن شود و اگر كسى آية الكرسى بر سقاف كل خواند و در مزارع و مواضع زراعت اندازد از آفت دزدى و نقصان محفوظ ماند و بركت عظيمه در آن بديد آيد و اگر اين آيه عظيمه در استانهء دكان نهند رواج و نفعش بسيار گردد و فوايد آن بيشمار گردد و اگر در آستانهء خانه نهد هرگز دزد در آن خانه نرود و آن منزل از شر حرامى در امان باشد و اگر كسى اين آيه را بسيار خواند پيش از موت منزل خود را در بهشت ببيند و بدانكه اين آيه عظيم الشأن پنجاه كلمه است و در هر كلمهء پنجاه خير و نفع و بركت است عبد اللَّه بن عوف روايت كند كه شبى در خواب ديدم قيامت ظاهر شده و رستخيز برخواسته و هول و هيبت بر دلها نشسته و آثار و علامات يَوْمَ يَفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ أَخِيه وَأُمِّه وَأَبِيه وَصاحِبَتِه وَبَنِيه پيدا گشته و خلايق را در صف سياست بداشته مرا بياوردند و در موقف عرصات حاضر كردند و حساب من كردند و آن گاه مرا ببهشت بردند چون ببهشت در آمدم و قصرهاى بلند و كوشكهاى مزين بر من عرض كردند كه از جمال حسن آن حيران بماندم مرا