الملا فتح الله الكاشاني

84

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

و اگر امرى خارج است لازم آيد كه واجب الوجود محتاج باشد به غير در تعيين و احتياج منافى وجوبست و بر اين اعتراض كرده‌اند كه احتياج در وجود منافى وجوبست نه احتياج در چيزى ديگر و احتياج در تعين مستلزم احتياج در وجود نيست و جواب گفته‌اند كه احتياج در تعيين مستلزم احتياج در وجود است زيرا كه وجود عارض حقيقت نميشود الا بعد از تعين جهت آنكه عروض وجود مر حقيقتى را در مرتبهء ابهام آن معقول نيست پس هر گاه آن حقيقت را تعين زايد باشد عروض وجود او را موقوف بتعين باشد و پوشيده نماند كه ايشان در بحث هيولى و صورت گفته‌اند كه تشخص هر يك از هيولى و صورت به آن ديگر است جهت آنكه هيولى علت قابلى تشخص صورتست و صورت علت فاعلى تشخص هيولى است پس اگر احتياج در تشخص مستلزم احتياج در وجود بودى لازم آمدى كه هر يك علت وجود آن ديگرى بودى هيولى علت قابلى وجود صورت و صورت علت فاعلى وجود هيولى و اين باطل است پس معلوم شد كه بنا بر اصول حكما مشائين تشخص بر وجود سابق نيست و احتياج در تشخص مستلزم احتياج در وجود نيست ليكن اين مبحث فى حد ذاته مشكل است و تنقيح آن مزيد بسطى ميطلبد و در برهان مذكور خللى ديگر هست زيرا كه بعد از مساعده بر آنكه وجوب وجود عين واجب الوجود است چرا نشايد كه وجوبات متعدده باشد و اطلاق وجوب بر هر يك از ايشان بر سبيل تشكيك يا اشتراك لفظى باشد پس وجوبات متخالفه بذوات باشد هر يك عين واجب تعالى اگر گويند وجوب معنى واحد است پس وجوب عين ماهيت باشد اگر واجب متعدد باشد در حقيقت وجوب شريك باشد و اين هنگام هر يك را مميزى بايد و كلام تا آخر جارى سازد گوئيم چرا نشايد كه حال وجوب چون حال وجود باشد نسبت با وجود خاص واجبى و وجودات خاصه ممكنه كه ايشان مهيات متخالفه‌اند در ذات بر مذهب ايشان چه وجودات خاصه نزد ايشان بسيطند و تركيب در ايشان نيست اگر چه لفظ وجود گفته مىشود بر همه بر سبيل تشكيك و حاصل آنكه ميتواند بود كه مهيات متخالف باشند كه وجوب بر هر يك از ايشان مقول شود يا بتشكيك و يا باشتراك لفظى و هر يك وجوبى خاص باشد متميز از غير بذات خود و بطريق روشنتر از اين گوئيم كه اينكه گفته‌اند كه وجوب عين واجب باشد مراد مفهوم كلى وجوبست يا افراد او و اول باطل است و بر تقدير دوم چرا نشايد كه وجوب را افراد كثيره مختلفه الحقيقة باشد هر يك عين واجبى و اما حكماء اشراقين كه شيخ شهاب الدين مقتول خواهر زادهء شيخ شهاب الدين سهروردى مقتول كه مدون قواعد ايشانست گفته كه امهات مطالب ايشان كه بيان اين مطلب مبتنى بر آنست هم چنان كه اختلاف بحقيقت مىباشد چون اختلاف انسان و فرس و بعدد مىباشد چون اختلاف ذات زيد و عمر و اختلاف بكمال و نقصان در ذات شيء مىباشد بى انضمام