الملا فتح الله الكاشاني

8

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

او كرده آورده‌اند كه عبد اللَّه رواحه از شوهر خواهر خود بشير بن نعمان برنجيد و باسم اعظم الهى سوگند ياد كرد كه با وى سخن نگويد و ميان وى و زن اصلاح نياورد و در حق وى نيكويى نكند و او را با خصمان وى صلح ندهد پس هر گه كه او را گفتندى احسانى نماى در حق او و ميان او و خصم او اصلاح كن گفتى كه من سوگند خورده‌ام بر نقيض اين چگونه خلاف سوگند كنم حق تعالى اين آيه فرستاد كه * ( وَلا تَجْعَلُوا اللَّه ) * و مگردانيد نام خداى را * ( عُرْضَةً لأَيْمانِكُمْ ) * آن چيزى كه عارض شود مر سوگند آن شما را مراد بايمان امور محلوف عليها است يعنى خداى را حاجز و مانع محلوف عليه مگردانيد به اينكه باز دارد شما را * ( أَنْ تَبَرُّوا ) * از آنكه نيكويى كنيد به اقربا و احبا * ( وَتَتَّقُوا ) * و از آنكه بپرهيزيد از مروت و احسان را * ( أَنْ تَبَرُّوا ) * از آنكه نيكويى كنيد باقربا و احبا * ( وَتَتَّقُوا ) * و از آنكه بپهيزيد از مروت و احسان و با ياران مكالمه نكنيد * ( وَتُصْلِحُوا ) * و از آنكه بصلاح آريد * ( بَيْنَ النَّاسِ ) * ميان مردمان و رفع خصومت كنيد در ميان ايشان * ( وَاللَّه سَمِيعٌ ) * و خدا شنوا است بسوگندان شما * ( عَلِيمٌ ) * دانا بما فى الضمير شما عبد اللَّه رواحه بعد از استماع آيه از سر آنچه گفته بود در گذشت و با بشير در مقام شفقت و مرحمت و اصلاح آمد و گويند اين آيه درباره ابو بكر آمد كه سوگند خورده بود كه با مسطح كه غلام او بود انفاق نكند بجهة آنكه بر عايشه افترا كرده بود صاحب كنز العرفان گفته كه عرضه فعله ايست كه مأخوذ است از عرض و فعله از براى مقدار است چون خطوه و قبضه و غرفه اى ( مقدار ما يعرض من اى شيء سواء كان العارض حاجزا بين الشيئين كما يقال فلان عرضة دوننا لو لم يكن بل يكون معرضا للشيء كما يقال فلان عرضة للناس اى نصب للوقوع فيه ) پس بنا بر معنى اول معنى آنست كه ( و لا تجعلوا اللَّه حاجزا لايمانكم اى حاجزا لما حلفتم عليه ) چنان كه به اين مترجم شد و بنا بر اين تسميه محلوف عليه بيمين جهت تلبيس آنست بيمين چنان كه پيغمبر ( ص ) بعبد اللَّه بن سمره گفت كه اذا حلفت على يمين فرأيت غيرها خيرا فأت الذى هو خير يعنى هر گاه سوگند خوردى بر چيزى كه يمين بر او واقع شده پس غير آن را بهتر يا بى اتيان نما به آنچه بهتر از آن است و بنا بر اين ان تبروا منصوبست بر آنكه عطف بيان ايمان است و تقدير اينكه ( للامور المحلوف عليها التي هى البر و التقوى و الاصلاح ) و صاحب انوار نيز به اين معنى تنزيل نموده و در اينوجه نظرى هست زيرا كه حمل ايمان بر محلوف عليه اگر صحيح باشد بر سبيل مجاز خواهد بود و حمل كلام بر مجاز در صورتى جايز است كه معنى حقيقى متعذر باشد و اينجا متعذر نيست به جهت حمل عرضه بر معنى ثانى اى ( لا تجعلوا اللَّه معرضا لايمانكم ) يعنى اسم خدا را معرض ايمان مگردانيد و آن را عارض جميع امور مسازيد به اين معنى كه بنام او سبحانه بسيار سوگند مخوريد حتى در محقرات