الملا فتح الله الكاشاني
445
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
ميت است دوم مرتبهء قريبه اخوه مرتبه ثانيه است بعد از مرتبه ابوين و اولاد پس منتقل نميشود ارث بثانيه مگر بعد از عدم اولى بكليتها سوم تكرار ذكر وصيت و تقديم آن بر ميراث تاكيد است به حال آن صاحب مجمع در تفسير اين آيه گفته كه نزد بعضى مراد بكلاله ميتست كه مورث عنه است و اين قول ضحاك و سدى است و نزد غير ايشان وارث زنده است و تقدير اينست كه و ان كان رجل يورث فى حال تكلل نسيه به او امراة يورث كذلك و اين قول ابن عمر و اهل كوفه است و مؤيد اينست روايت جابر كه رسول بعيادت من آمد گفتم ( و كيف الميراث و انما ترثنى كلالة ) حقتعالى اين آيه فرستاد پس كلاله نسبى است كه احاطهء ميت كرده باشد و كلاله شده به او از اخوه و اخوات و ولد و والد كلاله نيستند زيرا كه اصل نسبند كه منتهى بميتاند و ما سواى والد و ولد خارج از اين زيرا كه انتساب ما سواى ايشان بدون جهت ولادتست پس بنا بر اين كلاله مانند اكليلى است كه مشتمل و محيط باشد بر حوالى راس و بوسط راس نرسيده باشد و تفصيل بحث ميراث در مرتبهء اولى و ثانيه و ثالثه و احكام متفرعهء بر آن در كتب مبسوطهء فقه مسطور است ( هو فى كل الامور معين و نصير و اليه للمرجع و المصير ) بدانكه چون حقتعالى بيان اصول فرايض مواريث و تقسيم آن نمود در عقب آن ذكر وعده ميفرمايد بر محافظة حدود آن و بيان وعيد بر تعدى از آن و ميگويد * ( تِلْكَ ) * آن احكامى كه سمت تقدم يافت در امور يتامى و مهمات نكاح و وصايا و قسمت مواريث * ( حُدُودُ اللَّه ) * حدهاى طاعت خداست يعنى شرايع موضوعة او همچه حدود محدود است كه تجاوز از آن جايز نيست * ( وَمَنْ يُطِعِ اللَّه وَرَسُولَه ) * و هر كه فرمان برد خدا و رسول او را در اين حكمها و غير آن از احكام ماموره و منهيه * ( يُدْخِلْه ) * در آرد او را خدا * ( جَنَّاتٍ تَجْرِي ) * ببوستانها كه پيوسته مىرود * ( مِنْ تَحْتِهَا الأَنْهارُ ) * از زير اشجاران جويها * ( خالِدِينَ فِيها ) * در حالتى كه داخل شوندگان در آن جنات جاويدان باشند در آن * ( ذلِكَ ) * و اين ادخال مطيعان در بهشت بر صفت خلود * ( الْفَوْزُ الْعَظِيمُ ) * رستگارى بزرگست نسبت بمنفعت حيازت در تركه چه اين از حطام دنيا است كه در نهايت حقارت و دنائت است نسبت بامور عاليه و درجات رفيعهء اخرويه و تخصيص طاعت در قسمت ميراث بوعد با آنكه موعود به در جميع فرايض و واجبات هست به جهت عظم موقع اين طاعتست در ترغيب در آن و ترهيب از مجاوزت از آن و از اين قبيل است تخصيص وعيد بتعدى از قسمت ميراث بقوله * ( وَمَنْ يَعْصِ اللَّه وَرَسُولَه ) * و هر كه نافرمانى كند خدا و رسول او را * ( وَيَتَعَدَّ حُدُودَه ) * و در گذرد از اندازهاى مستعده او در ميراث و ساير احكام از حلال و حرام * ( يُدْخِلْه ناراً ) * در آرد