الملا فتح الله الكاشاني
424
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
مراد از نحل آن است كه آن صداق عطيه ايست از خدا و تفضل از او بر زنان و نزد بعضى نصب آن بر عليه است بمعنى ديانت ماخوذ از انتحل فلان كذا اذا اذان به يعنى بدهيد مهرها را بايشان بجهة ديانت و ديندارى و اين معنى نيز حالست از صدقات يعنى در حالتى كه آن دينى و شريعتى است از حق تعالى كه آن را وضع نموده و فرض فرموده صهيب روايت كرده كه رسول ( ص ) فرمود كه هر كه قرضى بستاند به قصد آنكه عوض آن را به صاحبش رد نكند دزد است و هر كه زنى بخواهد بر مهرى و عزم او عدم اذاى آن باشد روا نيست * ( فَإِنْ طِبْنَ ) * پس اگر خوشدل باشند آن زنان يعنى بخوشى ببخشند * ( لَكُمْ ) * مر شما را و بگذرند * ( عَنْ شَيْءٍ ) * از سر چيزى * ( مِنْه ) * از كابين * ( نَفْساً ) * از روى نفس يعنى بخوش دلى ببخشند آن را ضمير منه راجع بصداق است حمل بر معنى زيرا كه صدقات بمعنى صداق است چه اگر بجاى صدقاتهن صداقهن واقع ميشد خلل در معنى راه نمييافت و يا راجع است بايتا و يا جارى مجراى اسم اشارت است كانه قيل ( عن شيء من ذلك ) هم چنان كه بعد از ذكر شهوات فرموده قُلْ أَ أُنَبِّئُكُمْ بِخَيْرٍ مِنْ ذلِكُمْ و نفسا تمييز است از براى بيان جنس و لهذا بصيغهء توحيد واقع شده حاصل كه بطيب نفس و خوش خويى چيزى را از مهر بشما بخشند * ( فَكُلُوه ) * پس بخوريد ان چيزى را * ( هَنِيئاً مَرِيئاً ) * خوردنى سازگار و خوشگوار يعنى بر وجه حلال آن را انفاق كنيد بدون طرق و تبعه و عقوبتى بر آن در انوار گفته كه حق سبحانه طيب نفس را در اين باب عمده گردانيده به جهت مبالغه در احتياط تمام و ضيق مسلك در آن و بون بعيد از توجه كراهت آنها و تعديه آن نموده به من جهة آنكه متضمن معنى تجافى و تجاوز است و هنىء و مرىء دو صفتند كه قايم مقام مصدر واقع شدهاند ماخوذ از ( هنؤ الطعام و مرؤ اذا ساغ من غير غص ) كانه قال هنئا مرءا و يا صفت مصدر محذوفند اى ( اكلا هنيئا مريئا ) يا حالند از ضمير و گويند هنئى آنست كه انسان به آن لذت يابد و مرىء آنچه عاقبت آن محمود باشد يعنى تخمه و هيضه عارض آن نشود و يا عقوبتى در عقب آن نباشد و در مدارك آورده كه تفسير هنئى و مرىء را از حضرت رسالت ( ص ) پرسيدند فرمود هنئى آنست كه در او گناهى نباشد و مرىء آنچه عاقبت آن محمود باشد و ضررى لاحق آن نشود از عياشى مرويست كه مردى نزد حضرت امير المؤمنين ( ع ) آمد و گفت رجع بطن دارم فرمود زوجه دارى گفت آرى فرمود كه از او طلب همه چيزى كن از مهر او با طيب نفس او و به آن عسل بخر و به آب باران بياميز و بخور تا جمع كرده باشى ميان هنئى و مرئ و بركت و شفا لقوله تعالى * ( فَكُلُوه هَنِيئاً مَرِيئاً ) * و قوله و شفاء للناس و قوله وَنَزَّلْنا مِنَ السَّماءِ ماءً مُبارَكاً و هر گاه كه بركت و شفا و هنئى و مرىء در تو مجتمع شود شفا يا بى انشاء اللَّه چون آن مرد به اين عمل كرد شفا يافت