الملا فتح الله الكاشاني

382

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

نازل ساخت كه * ( الَّذِينَ ) * صفت آن مؤمنان است و يا منصوب است بر مدح و يا مبتدا است و خبر آن للذين تا آخر كه بعد از اين مذكور است يعنى آنان كه از روى صدق * ( اسْتَجابُوا ) * اجابت كردند * ( لِلَّه وَالرَّسُولِ ) * مر فرمان خدا و رسول را * ( مِنْ بَعْدِ ما ) * از پس آنكه * ( أَصابَهُمُ الْقَرْحُ ) * رسيده بود ايشان را جراحتها * ( لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا مِنْهُمْ ) * مر آن كسانى را كه نيكويى كردند از ايشان بوفاى عهد و امثال امر * ( وَاتَّقَوْا ) * و بترسيدند از غضب خدا در مخالفت امر پيغمبر ( ص ) * ( أَجْرٌ عَظِيمٌ ) * مزدى بزرگ است كه آن بهشت عدنست كه مشتمل است بر نعيم ابدى من از براى بيانست و مقصود از ذكر وصف احسان و اتقاء مدح و تعليل است نه تقييد زيرا كه همهء اهل استحسان محسن و متقىاند و نيز در صفت ايشان مى - فرمايد كه * ( الَّذِينَ ) * يعنى اهل ايمان حقيقى آنانند كه از جهت تخويف * ( قالَ لَهُمُ النَّاسُ ) * گفتند مر ايشان را مردمان يعنى ركب عبد القيس * ( إِنَّ النَّاسَ ) * بدرستى كه اصحاب او * ( قَدْ جَمَعُوا ) * جمع شده‌اند و متفق گشته * ( لَكُمْ ) * براى قتال و استيصال شما * ( فَاخْشَوْهُمْ ) * پس بترسيد از ايشان كه شما را با ايشان طاقت حرب نيست * ( فَزادَهُمْ إِيماناً ) * پس زياده گردانيد اين سخن مؤمنان را تصديق و يقينى در كار خود به جهت كثرت تامل و تباصر حجج و بدين سبب از سخن ايشان نترسيدند * ( وَقالُوا ) * و گفتند بر وجه صدق و كمال اعتقاد * ( حَسْبُنَا اللَّه ) * پسنديده است ما را خدا در يارى دادن و كفايت كردن * ( وَنِعْمَ الْوَكِيلُ ) * و نيكوكار گذاريست حضرت پروردگار بدانكه ضمير مستكن در فزادهم راجع است بمقول يا مصدر يا فاعل آن اگر نعيم بن مسعود باشد و ضمير بارز راجع بمقول لهم و حقيقت معنى اينكه اهل اسلام التفات به اين قول نكردند و ضعف و وهن در اعتقاد ايشان راه نيافت بلكه بسبب كثرة دلايل و حجج نزد آن حال ايمان ايشان بنهايت رسوخ رسيد و اظهار حميت اسلام نموده اخلاص نيست ايشان به حد افراط كشيد و صحيح آنست كه ايمان قابل شدة و ضعف نيست مگر كه گاهى كه ايمان عبارت باشد از تصديق بجنان و اقرار بلسان و عمل باركان يعنى عمل را دخلى بوده باشد در حقيقت ايمان و جزء آن بوده باشد چه در اين صورت به جهت اقدام بجهاد ايمان ايشان روى به ازدياد نهاد و اما اصح آنست كه عمل جزء ايمان نيست پس مراد اين باشد كه دلايل و حجج ايمان بر ايشان زياده گشت نه اصل ايمان و اينكه ابن عمر از پيغمبر ( ص ) روايت كرده كه آن حضرت را پرسيدند كه در