الملا فتح الله الكاشاني

377

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

ايشان به آنست كه ميدانند كه اقربا و دوستان ايشان در پس ايشان بر ايمان و طاعة مقيم باشند و خدا آن ها را بر احوال ايشان مزد دهد و آنها در طاعت افزوده بميامن كثرت طاعت و مجاهدهء نفس به ايشان ملحق گردند و يا خوشحالى ايشان به آنست كه ايشان تقدم نمودند بر جماعتى كه در خلف ايشانند و پيش از ايشان به اين مرتبهء عظمى رسيدند و يا شادمانند به آنكه جماعتى كه در پس ايشان بشهادت متوفى نشده اند و بر حتف انف خود مرده‌اند بفضل و مرتبهء ايشان نرسيده‌اند و گويند در وقت قبض روح شهيد كتابى به او ميدهند كه درو ذكر خوشحالى و مزيت مرتبهء برادران اوست كه قبل از او بشرف شهادت رسيده‌اند و به جهت ابن مسرور و خوشحال گردند و بنا بر اين ضمير لم يلحقوا راجع به شهدا است و ضمير بهم راجع بالذين و قوله * ( أَلَّا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ ) * بدل الذين است يعنى استبشار ايشان به آنست كه هيچ ترسى نيست بر ايشان از آنچه در پيش ايشان خواهد بود * ( وَلا هُمْ يَحْزَنُونَ ) * و نباشند كه اندوهناك گردند بر مفارقت احبا در دنيائند مراد آنست كه سرور ايشان به آن چيزى است كه مبين شده باشد ايشان را از امر آخرت و از حال مؤمنانى كه واگذاشته‌اند در پس خود يعنى معلوم ايشان گشته باشد كه در مرتبه جليلهء ايشان هرگز قصورى پيدا نشود و سمت زوال و انقطاع نپذيرد و مؤمنان چون بميرند يا شهيد شوند زنده باشند بحياتى كه خوف وقوع محزون و حزن فوات محبوب مكدران نباشد و در مجمع گفته كه اين آيه و آيتى كه در عقب آنست در شهداى بدر نازل شده و ايشان چهارده بودند هشت از انصار و شش از مهاجرين و نزد ابن مسعود و قتاده و ربيع در شهداى احد است كه هفتاد مرد بودند چهار از مهاجران كه آن حمزه عبد المطلب بود و مصعب بن عمير و عثمان بن نعاس و عبد اللَّه بن حجش و باقى از انصار بودند و از صادق ( ع ) و اكثر مفسرين نقل است كه در شان شهداء بدر نزول يافته و گويند دربارهء شهداى بئر معويه نازل گشته و ايشان هفتاد كس بودند كه حضرت رسالت ( ص ) منذر بن عمرو را امير ايشان كرده بود باهل نجد فرستاد كه در حوالى بئر معويه نزول كرده بودند چون به اين موضوع رسيدند حرام بن ملحان از ميان ايشان پيش آمد و نامهء حضرت رسالت پناه را به عامر بن طفيل داد كه رئيس ايشان بود وى در آن نظر نكرد و التفاتى به آن ننمود حرام برخواست و بآواز بلند گفت يا ( اهل بئر معوية انى رسول رسول اللَّه اليكم و انى اشهد ان لا إله الا اللَّه و ان محمدا رسول اللَّه فامنوا باللَّه و رسوله ) مردى از گوشه خيمه نيزهء به او رسانيده در پهلوى او فرو رفت و به طرف ديگر بيرون آمد حرام گفت اللَّه اكبر فزت و رب الكعبة بعد از آن عامر بن طفيل مردمان خود را بر حرب مسلمانان تحريص كرده همه مستعد حرب شدند و شبانگاه بود كه بر سر ايشان تاختند و همه را بكشتند چون اين خبر برسول ( ص )