الملا فتح الله الكاشاني
365
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
پس اولى آنست كه آن بعنوان شهادة باشد كه متضمن رضاى او سبحانه است و وسيله رسيدن بغايت مراتب رفيعه و نهايت درجات سميه و لهذا حضرت سيد الشهدا امام حسين بن على بن ابى طالب ( ع ) فرمودهاند كه فان يكن الا بدان للموت انشئت فقتل امرء فى اللَّه بالسيف افضل اگر گويند چگونه حقتعالى مغفرت و رحمت خود را كه در مرتبهء علياست معادله فرمود بحطام دنيا كه در غايت پستى است و نهايت دنائت و هيچكس نمىگويد كه ( الدرة خير من البعرة ) جواب آنست كه مردمان چون كه ايثار دنيا ميكنند بر آخرت تا آنكه ترك جهاد ميكنند در راه خدا به جهت استكثار دنيا و ايثار مكث در آن پس به اين اعتبار جايز باشد كه دنيا مفضل عليه مغفرت و رحمت واقع شود عرفا گفته كه اگر مرگ دريابد شما را اى مخالفت كنندگان با نفس و هوا يا شهيد گرديد بتيغ رياضت در طريق طلب رضا پس شما را حشر با آن كسى خواهد بود كه جان و دل در راه او بذل كردهايد نه به غير او و از اين جا گفتهاند كه ( اذا كان المصير الى اللَّه طالب المسير الى اللَّه ) بعد از آن بيان خلق عظيم سيد انام ( ص ) ميفرمايد و ذكر مساهلهء او با اصحاب گرام و تجاوز او از آنچه از ايشان صادر شد از مخالفت امر او در حفظ شعب ميفرمايد كه * ( فَبِما رَحْمَةٍ ) * پس ببخشايشى كه ترا رسيد * ( مِنَ اللَّه ) * از حقتعالى * ( لِنْتَ لَهُمْ ) * نرم گشتى براى منهزمان احد ما مزيده است از براى تاكيد دلالت بر آنكه لين آن حضرت براى اهل انهزام نبود مگر بسبب رحمتى از او سبحانه و او ربط قلب او بود از عروض غيظ و غضب و توفيق او در رفق تا بمرتبهء كه از مخالفت ايشان براى ايشان غمگين شد و بر انهزام ايشان اندوهگين گشت حاصل كه بعد از مراجعت اهل هزيمة تغليظ و تشديد نفرمود بلكه مراسم دل جويى و لوازم خوشخويى نسبة به آن جماعت رعايت نمود حق سبحانه در حق او فرمود كه اى محمد ( ص ) تو نرم سخنى و نيكو خويى برحمت من * ( وَلَوْ كُنْتَ فَظًّا ) * و اگر مىبودى تو درشت خوى سختگوى جافى * ( غَلِيظَ الْقَلْبِ ) * سخت دل و نامهربان * ( لَانْفَضُّوا ) * هر آينه پراكنده شدندى اصحاب تو * ( مِنْ حَوْلِكَ ) * از گرداگرد تو و با تو نيارميدندى چون حال چنين است * ( فَاعْفُ عَنْهُمْ ) * پس در گذر از ايشان يعنى از تقصيرى كه در خدمت تو كردهاند و خلاف امر تو نمودهاند * ( وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ ) * و آمرزش طلب از من براى ايشان از اهمالى كه بر اداى حقوق و اوامر من ميورزيدند * ( وَشاوِرْهُمْ فِي الأَمْرِ ) * و مشورت نما با ايشان در كارى كه از حق سبحانه حكمى جزم صادر نشده يعنى در امور دنيويه چون مكايد حرب و كيفيت لقوى عدو و غير آن كلبى گفته كه مشاورت مخصوص است بامور محاربهء با كفار زيرا كه كلام در آنست و اول كه قول ابن عباس است اصح است و اگر چه آن حضرت در تدبير وجوه و اصابت