الملا فتح الله الكاشاني

363

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

فرمان وى بردند * ( بِبَعْضِ ما كَسَبُوا ) * بشامت برخى از آنچه كرده بودند يعنى سبب انهزام ايشان آن بود كه شيطان طلب ذلت كرد از ايشان و آنها اطاعة او كردند و اقتراف ذنوب نمودند به ترك مركز خود و حرص بر غنيمت و يا بر حياة پس بجهة اين ممنوع شدند از تأييد و توفيق و تقويت قلب و گويند مراد آنست كه بسبب شامت گناهان سالفهء ايشان كه بر آن توبه نكرده بودند شيطان استزلال ايشان نمود و ايشان منقاد او شدند و به اين قضيه ممتحن گشتند زيرا كه ذنب مقتضى ذنب ديگرست هم چنان كه طاعة مؤدى بطاعة ديگر است و ذكر بعض بجهة آنست كه ما عملوا اعم از معصيت و طاعة است يعنى عدم توفيق ايشان در نصرت بجهة اعمال قبيحهء ايشان بود نه مطلق عمل * ( وَلَقَدْ عَفَا اللَّه ) * و بتحقيق كه در گذرانيد خداى تعالى * ( عَنْهُمْ ) * از ايشان گناه را بجهة توبه و اعتذار ايشان * ( إِنَّ اللَّه غَفُورٌ ) * بدرستى كه خدا آمرزگار است * ( حَلِيمٌ ) * بردبار و تعجيل ناكننده در عقوبت گناهكار تا توبه كند از آن در آخر كار بعد از آن اهل ايمان را نهى مىكند از اقتدا بمنافقان در اقوال و افعال و ميفرمايد كه * ( يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا ) * اى كسانى كه گرويده‌ايد * ( لا تَكُونُوا كَالَّذِينَ كَفَرُوا ) * مباشيد مانند كسانى كه كافر شدند يعنى منافقان * ( وَقالُوا ) * و گفتند * ( لإِخْوانِهِمْ ) * براى برادران نسبى و سببى خود كه كشته و مرده بودند يعنى گفتند در حق كسانى كه متفق بودند با ايشان در نسب و يا مذهب * ( إِذا ضَرَبُوا فِي الأَرْضِ ) * وقتى كه برفتندى در زمين براى تجارت و بمردندى * ( أَوْ كانُوا غُزًّى ) * يا بودندى غازيان و جهاد كنندگان و كشته شدندى * ( لَوْ كانُوا عِنْدَنا ) * اگر بودندى نزد ما و به سفر و غزا نرفتندى * ( ما ماتُوا ) * نمردندى در آن سفر * ( وَما قُتِلُوا ) * و كشته نگشتندى در آن حرب ذكر اذا در مقام اذ كه مقتضى مقام است زيرا كه معنى بر ماضى است بجهة آنست كه مراد حكايتست از حال ماضيه و قوله * ( لِيَجْعَلَ اللَّه ) * متعلقست بقوله قالوا چه لام براى عاقبتست مانند كريمهء لِيَكُونَ لَهُمْ عَدُوًّا وَحَزَناً يعنى ايشان قائل اينقول شده‌اند تا عاقبت امر ايشان به اين كشد كه گرداند حق تعالى * ( ذلِكَ ) * آن اعتقاد باطل را * ( حَسْرَةً فِي قُلُوبِهِمْ ) * دريغى و اندوهى در دلهاى ايشان و گويند مشار اليه ذلك مدلول عليه قول ايشان است كه آن اعتقاد باطل ايشانست و متعلق است به لا تكونوا يعنى اى مؤمنان مخالفت ايشان كنيد درين قول