الملا فتح الله الكاشاني

358

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

پس از آنكه نمود خدا شما را * ( ما تُحِبُّونَ ) * آنچه دوست ميداشتيد از نصرت و غنيمت و انهزام عدو و جوابه اذا محذوفست كه ان ام تحنكم است يعنى چون بد دل شديد و مخالفت ورزيديد پس از ظهور نصرت حق تعالى ابتلا و امتحان كرد شما را بانقلاب نصرت * ( مِنْكُمْ مَنْ يُرِيدُ الدُّنْيا ) * از شما كس هست كه خواهد دنيا را يعنى غنيمت و نام بلند و آن طايفهء بودند كه پا از مركز امر و دايرهء فرمان بيرون نهاده بر غارت و اخذ غنيمت اقبال نمودند * ( وَمِنْكُمْ مَنْ يُرِيدُ الآخِرَةَ ) * و از شما كس هست كه خواهد رستگارى آخرت را و سعادت شهادت را و اينها گروهى بودند كه محافظت امر رسول كرده بر مركز ثبات قدم ورزيدند تا وقتى كه شربت شهادت چشيدند و از ابن مسعود مرويست كه ما نميدانستيم كه بعضى از اصحاب رسول ( ص ) مريد دنيا باشد مگر بعد از نزول اين آيه * ( ثُمَّ صَرَفَكُمْ ) * پس بازداشت شما را خدا و بگردانيد روى شما را * ( عَنْهُمْ ) * از قتل كافران بعد از غلبهء شما بريشان * ( لِيَبْتَلِيَكُمْ ) * تا بيازمايد شما را بر مصايب و امتحان نمايد شما را بر ايمان نزد آن نوايب يعنى با شما معاملهء از مايندگان كند تا عيار نقد صبر شما بر محك يقين آشكارا گردد بر اهل عالم و حق تعالى بشامت مخالفت اصحاب رفع نصرت كرد از ايشان و آنها را با خودشان باز گذاشت پس منهزم شدند * ( وَلَقَدْ عَفا عَنْكُمْ ) * و بدرستى كه عفو كرد و در گذرانيد از شما يعنى از سر شما درگذشت و نگذاشت كه بشومى مخالفت شما همه كشته شويد و مستأصل گرديد بجهة تفضل او بر شما و علم او بندامت شما بر آن مخالفت * ( وَاللَّه ذُو فَضْلٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ ) * و خداى تعالى خداوند فضل و رحمت است بر گرويدگان پس تفضل مينمايد بر شما بعفو بعد از ندامت شما بر مخالفة و يا در همهء احوال متفضل است بر شما خواه در وقت دولت شما و خواه در وقت نبت چه ابتلا نيز رحمة است از جانب او بر شما زيرا كه شدت كلفت متضمن مزيت مثوبت است پس بيان احوال انهزام اصحاب ميفرمايد كه * ( إِذْ تُصْعِدُونَ ) * متعلق است بصرفكم يا به ليبتليكم و اصعاد بمعنى اذهاب و ابعاد است در ارض يقال ( اصعدنا من مكة الى مدينة ) يعنى حق تعالى روى شما را برگردانيد از كشتن كفار يا با شما معامله از مايندگان كرد آن هنگام كه دور ميرفتيد از معركهء كارزار بهزيمت و يا متعلقست باذكروا يعنى ياد كنيد وقتى را كه دور ميرفتيد * ( وَلا تَلْوُونَ ) * و توجه و التفات نميكرديد * ( عَلى أَحَدٍ ) * بر هيچكس از مردمان اشتقاق تلون ازلى است بمعنى صرف و عدم توجه و اعراض يقال ( لويت الحبل فتلته و لوى الرجل راسه و الوى براسه امال و اعرض ) يعنى رجوع نميكردند و التفات نمينمودند به