الملا فتح الله الكاشاني
356
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
صابران را بر تكاليف شرعيه از نماز و روزه و حجج و جهاد و ثواب نفعى است مستحق مقرون بتعظيم و تبجيل و عقاب بر ضد اينست و ميتواند بود كه فتح و ظفر و نصرت و اخذ غنيمت ثوابى باشد مر ايشان را كه بجهة طاعات مستحق آن شده باشند چه اين متضمن تعظيم و اجلال ايشانست و يا آنكه حق سبحانه به محض تفضل آن را بايشان عطا فرموده باشد و يا بجهة لطف چه اين مقرب بنده است بطاعت او و مبعد او از معصية و بنا بر اين دو قسم تسميهء آن به ثواب بر سبيل مجاز خواهد بود و احتمال اول بر سبيل حقيقت قبل از اين گذشت كه در وقت انهزام مسلمانان منافقان اهل ايمان را ميگفتند كه ( ارجعوا الى اخوانكم و عشايركم و ارجعوا الى دينهم ) حق سبحانه رد اينقول كرده اهل ايمان را از تبعيت قول ايشان منع فرمود بقوله * ( يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا ) * اى گروه گرويدگان * ( إِنْ تُطِيعُوا الَّذِينَ كَفَرُوا ) * اگر فرمان بريد آنان را كه كافر شدند يمنى اگر بفرمان منافقان كار كنيد * ( يَرُدُّوكُمْ ) * باز گردانند شما را * ( عَلى أَعْقابِكُمْ ) * بر پاشنه هاى شما يعنى شما را بكفر باز گردانند و مرتد سازند * ( فَتَنْقَلِبُوا ) * پس آن گاه گرديديد شما * ( خاسِرِينَ ) * زيانكار در هر دو سرا و هيچ خسرانى اعظم از اين نيست كه ايمان را به كفر و جنت را بنار بدل كنيد و نزد حسن و ابن جريح مراد به الذين كفروا يهود و نصارىاند و نزد بعضى ديگر عامست شامل جميع كفار و قول اول از امير المؤمنين ( ع ) ماثور است حاصل كه حقتعالى ميفرمايد كه فرمان دشمنان مبريد * ( بَلِ اللَّه ) * بلكه خدا * ( مَوْلاكُمْ ) * يار و مددكار شما است و اولى بنصرت در امور شما پس با كفار دوستى مكنيد و نصرت از غير حق مجوئيد * ( وَهُوَ خَيْرُ النَّاصِرِينَ ) * و خدا بهترين يارى كنندگانست و اگر چه نصرت غير او معتد به نيست اما بجهة استظهار در حجت فرمود كه و هو خير الناصرين يعنى اگر بحسب فرض نصرت غير او معتد به باشد او بهترين همه خواهد بود در آن چه به هيچ وجه روا نيست كه او سبحانه مغلوب شود و غير او را جايز است مغلوبيت از سدى روايت است كه چون ابو سفيان و اصحابش بعد از واقعهء احد رو به مكه نهادند در اثناء راه ابو سفيان گفت برگشتن ما خطا بود چه ايشان جمعى اندك بودند و اكثر متفرق و مجروح و مقتول گشته مراجعت ميبايد كرد تا بيكبار بريشان هجوم كرده همهء ايشان را استيصال كنيم پس عزم كردند كه باز كردند حقتعالى ترس در دل ايشان انداخت و نتوانستند كه معاودت نمايند قبل از آنكه اين صورت واقع شود رسول را از اين اخبار فرمود بقوله * ( سَنُلْقِي ) * زود باشد كه بفكنيم * ( فِي قُلُوبِ الَّذِينَ كَفَرُوا ) * در دلهاى آنان كه كافر شدند * ( الرُّعْبَ ) * ترس و بيم را * ( بِما أَشْرَكُوا ) * به جهت شرك آوردن ايشان * ( بِاللَّه ) * به خدا * ( ما لَمْ يُنَزِّلْ ) *