الملا فتح الله الكاشاني

342

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

و الذين باشد اگر وَالَّذِينَ مبتدا باشد و بر تقدير آنكه معطوف باشد بر الَّذِينَ يُنْفِقُونَ يا بر لِلْمُتَّقِينَ * ( أُولئِكَ ) * جملهء مستانفه است كه مبين ما قبل است و لازم نمىآيد از اعداد جنت براى متقيان و تائبان براى پاداش ايشان عدم دخول اهل اصرار در جنان هم چنان كه لازم نميايد از اعداد نار براى كافران براى جزاى ايشان عدم دخول غير ايشان در آن و تنكير جنات بنا بر احتمال اول دلالت است بر آنكه مرتبهء ايشان در بهشت ادون خواهد بود از درجهء متقيان كه موصوفاند بصفات مذكوره در آيهء متقدمه و در فرق بين القبيلتين همين كافيست كه ختم آيهء اولى كرده به آنكه ايشان محسناند و مستوجب و مستحق محبت خداى تعالى به جهت آنكه حافظ حدود شرعند و متخطى بمكارم اخلاق و ختم آيهء ثانيه نموده بقوله * ( وَنِعْمَ أَجْرُ الْعامِلِينَ ) * كه به اين معنى است كه نيكوست مزد عمل كنندگان كه مغفرت و جنت است زيرا كه متدارك مر تقصير خود را مانند عامل است براى تحصيل بعضى از آنچه بر نفس خود تقويت نموده و ميان متدارك و محسن فرق بسيار است و مىتواند بود كه تبديل لفظ جزا باجر به جهت همين نكته باشد و مخصوص بمدح محذوفست و تقدير اين است كه * ( نِعْمَ أَجْرُ الْعامِلِينَ ) * ذلك اى المغفرة و الجنات و درين اشاره است به آنكه جنت و مغفرت مر كسى راست كه عمل كند براى آن و در خبر است كه حق سبحانه بموسى ( ع ) وحى كرد كه يا موسى ما اقل حياء من يطمع جنتى به غير عمل يا موسى كيف اجود برحمتى على من يبخل بطاعتى يعنى اى موسى چه كم شرمست كسى كه طمع جنت من دارد بدون عمل اى موسى چگونه رحمت خود را ببخشم به كسى كه او در طاعت من بخيلى كند مرويست كه رابعهء بصريه اين بيت انشا كرد كه ترجو النجات و لم تسلك مسالكها ان السفينة لا تجرى على اليبس يعنى اميد رستگارى دارى و حال آنكه در طريق آن نمىروى بدرستى كه كشتى نمىرود و روان نمىشود بر خشگى از شهر بن حوشب مرويست كه طلب جنت بدون عمل ذنبى است از ذنوب و انتظار شفاعت بدون سبب نوعيست از غرور و ارتجاى رحمت از كسى كه مطاع نباشد حمق و جهالت است و از حسن روايت است كه پيغمبر ( ص ) فرمود كه حقتعالى روز قيامت با بندگان گويد كه جوزوا الصراط بعفوى و ادخلوا الجنة برحمتى و اقتسموها باعمالكم بگذريد بر صراط بعفو من و درآئيد در بهشت برحمت من و قسمت كنيد رحمت مرا به قدر عملهاى خودتان و در اين آيات بيانى قاطع است بر آنكه اهل ايمان بر سه طبقه‌اند متقى و تائب و مصر و جنت براى متقيانست و تائبان ايشان نه اصرار نمايندگان آن مگر گاهى كه ببركت ايمان بريشان تفضل فرمايد و بدون عقاب ايشان را ببهشت درآرد و بدانكه چون حقتعالى در آيات سابقه تبيين نمود آنچه اجراى آن مىكند بر مؤمن و كافر و مطيع و عاصى از مثوبة و عقوبت و رحمت و نقمت و راحت و محنت در عقب آن بيان مىكند كه اعطاى نعمت