الملا فتح الله الكاشاني
331
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
و نيست يارىدادن * ( إِلَّا مِنْ عِنْدِ اللَّه ) * مگر از نزد خدا نه از كثرت عدد و عدد * ( الْعَزِيزِ ) * خدايى كه غالب است بر همه و مغلوب نشود در اقضيهء خود * ( الْحَكِيمِ ) * صواب كار كه نصرت و خذلان او بر مقتضاى حكمت باشد پس در آيه تنبيه است بر آنكه نصرت مؤمنان حاجت بامداد ملائكه نبود بلكه امداد ايشان بملائكه و وعده دادن بايشان جهت بشارت بود مر اهل ايمان را و ربط قلوب ايشان از خوف و ترس از كثرت دشمنان چه نظر عامه باسباب اكثر است و نيز در آيه حث است بر آنكه بايد مؤمنان باكى ندارند بآنكسى كه از ايشان متأخر شود و در مقاتله و غير آن مدد ايشان ندهد چه حقتعالى و ملائكه مدد كار و ناصر ايشانند و قوله * ( لِيَقْطَعَ ) * متعلقست بنصركم يعنى نصرت داد شما را خدا در بدر تا آن كه ببرد و نيست گرداند * ( طَرَفاً ) * بعضى اكابر و بزرگان را * ( مِنَ الَّذِينَ كَفَرُوا ) * از آنان كه كافر بودند و يا متعلق است بقوله و ما النصر يعنى نصرت مؤمنان نيست مگر از خدا تا منقطع سازد برخى از كفار را به اين وجه كه بعضى از ايشان مقتول شوند و برخى ببند اسر گرفتار گردند چه درين جنگ شكست عظيم بر صناديد قريش واقع شد بحيثيتى كه چهل كس از معروفان و دلاوران صناديد ايشان در آن محاربه كشته شدند و چهل كس ديگر را اسير ساختند و تسميهء بعض به طرف جهت آنست كه طرف الشيء برخى از آن شيء است و ايثار آن بر وسط جهت آنست كه قطع وسط موقوفست بر قطع طرف و ديگر آنكه طرف كفار اقرب بود بمؤمنان كما قال قاتِلُوا الَّذِينَ يَلُونَكُمْ مِنَ الْكُفَّارِ * ( أَوْ يَكْبِتَهُمْ ) * عطف است بر يقطع يعنى نصرت داد شما را تا خشمناك سازد و خوار و نگونسار و غمگين گرداند ايشان را كبت شدة غيظست به او هن و رعب در قلوب و او براى تنويع است نه ترديد يعنى نصرت دادن مسلمانان در روز بدر به جهت آنست كه كشته و اسير شوند صناديد بايشان و جگر ايشان سوخته گردد و محزون و خشم آلود شوند * ( فَيَنْقَلِبُوا ) * پس باز گردند و بهزيمت شوند * ( خائِبِينَ ) * در حالتى كه بى بهره و نااميد باشند و منقطع از امال و امانى خود و در بعضى تفاسير آمده كه ذكر قصهء بدر در ميان حرب احد براى آنست كه تا صحابه جمع كنند ميان صبر و شكر چه يكى از اين دو قصه مشتمل است بر فتح و غنيمت و بر آن شكر بايد كرد و ديگرى محتوى بر قتل و هزيمت و در آن صبر بايد نمود از ابن عباس و انس مالك و حسن و قتاده و ربيع مرويست كه چون روز احد لب و دندان مبارك حضرت رسالت پناه ( ص ) به سنگ جفاى مشركان آزرده گشت و شهادت حمزه علاوه آن الم شد آزار بسيار و كلال و ملال بىشمار بخاطر عاطر آن حضرت راه يافت در خاطر مباركش خطور كرد كه تير نفرين بر هدف حال اهل ضلال افكند و نزد