الملا فتح الله الكاشاني

294

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

آن جايز باشد اينجا چه واجب برو سبحانه همين تخويف است و انذار تا تكليف باطل نشود و اصح آنست كه در عقل چيزى نيست كه دلالت بر وجوب امر و نهى كند مگر بر سبيل دفع ضرر و امر و نهى گاهى واجب است كه آمر و ناهى عالم بمامور و منهى باشد و ظن تأثير باشد و از ضرر بنفس خود يا بمؤمن ديگر ايمن باشد و ضابطهء در آن اسهل فالاسهل است از فعل و قول و اگر منتهى بقتل يا جرح شود آن وظيفهء امام است و تفصيل اين از كلام كنز العرفان سمت تحرير خواهد يافت و نهى منكر بدل واجبست مطلقا و بعد از آن به زبان و آن گاه بدست اگر به زبان اثر نكند و نهى مشروط است به شرط رابع كه آن اضرار فاعل است بر آن و از حضرت رسالت ( ص ) پرسيدند كه ( من خير الناس ) بهترين مردمان چه كسانند فرمود امرهم بالمعروف و انهيهم عن المنكر و اتقيهم للَّه و اوصلهم بالرحم يعنى بهترين مردمان آنهااند كه مردمان را بيشتر امر كنند بمعروف و نهى كنند از منكر و پرهيزكارتر باشند از ايشان براى خدا و رعايت صله رحم پيشتر نمايند حسن بصرى از رسول ( ص ) روايت كند كه هر كه امر بمعروف و نهى از منكر كند او در زمين خليفهء خدا باشد و خليفهء رسول و خليفهء كتاب نعمان بن بشير از رسول ( ص ) نقل كرده كه مثل فاسق در ميان مردمان مانند كسى است كه در كشتى نشسته باشد و آن مقدار كه مكان اوست او را سوراخ كند او را گويند كه چرا چنين ميكنى گويد اينجا كه نشسته‌ام مختص منست و مرا جايز است كه بهر نوع كه خواهم در آن تصرف كنم شما را در آن تسلطى و حقى نيست اگر او را درين گفتار امان دهند و منع نكنند آب در كشتى درآيد و همهء مردمان كه بر آن نشسته‌اند غرق شوند در نهج البلاغه از امير المؤمنين ( ع ) مرويست كه لا تتركوا الامر بالمعروف و النهى عن المنكر فتولى عليكم اشرار كم ثم تدعوا فلا تستجاب لكم ترك مكنيد امر بمعروف و نهى از منكر را كه اگر ترك كنيد اشرار شما بر شما حاكم شود و شما هر چند دعا كنيد و دفع شر ايشان را از خدا در خواهيد اجابت شما نكند و ماخذ قول حضرت رسالت است لتامرون الناس بالمعروف و لتنهونهم عن المنكر و الا تولى عليكم اشرار كم و تدعوا خياركم فلا تستجاب لكم يعنى بايد كه مردمان را امر كنيد بنيكويى و ايشان را باز داريد از ناشايست و اگر نه اشرار شما بر شما مسلط شوند و هر چند نيكان شما دعا كنند مستجاب نشود و قول امير المؤمنين ( ع ) كه هما خلقان من اخلاق اللَّه كافيست در فضيلت امر بمعروف و نهى از منكر و در كنز العرفان آورده كه درين مقام چند فايده است اول آنكه امر و نهى از وظايف علما است چه جاهل بسيار هست كه امر بمنكر مىكند و نهى از معروف و نيز بسيار هست كه چيزى منكر است در مذهب امر و غير منكر است در مذهب مأمور چه اختلاف مجتهدين بسيار است در مسائل فروعيه و ديگر آنكه جاهل بسيار هست كه غلظة مىكند در موضع لين و به عكس دويم آنكه وجوب امر و نهى در حالتيست كه مؤثر باشد و اين يا به جهت آنست كه تارك امر و فاعل نهى جاهل باشد به آن و يا فعل و ترك آن نه بر وى تعمد