الملا فتح الله الكاشاني
260
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
به حق تعالى و فانى از ماسوى ستودن ايشان از حق باشد و به زبان اهل معرفت ربانيان مجردانند كه قدم بر سر كونين زدهاند و از كمال توكل به غير حق ملتفت ناشده و جهاد كردن با نفس فريبنده و روى توجه از خود بر تافته و بمولى آورده و قوله * ( وَلا يَأْمُرَكُمْ أَنْ تَتَّخِذُوا الْمَلائِكَةَ وَالنَّبِيِّينَ أَرْباباً ) * عطفست بر ثم يقول و لا مزيده است براى تاكيد و معنى اينست كه ( ما كان لبشر ان يستنبئه اللَّه ثم يا مر الناس بعبادة نفسه و يا مر باتخاذ الملائكة و النبيين اربابا ) يعنى نسزد و سزاوار نباشد احدى را كه حق تعالى او را پيغمبرى دهد و او مردمان را بپرستش خود خواند و امر كند شما را به آنكه فرا گيريد فرشتگان را و پيغمبران را خدايان تخصيص نبى و ملائكه جهت آنست كه بعضى مشركان ملائكه را مىپرستيدهاند و نصارى پيغمبران را كه عيسى و عزيرند حقتعالى رد قول ايشان كرده بر طريق انكار مىفرمايد كه * ( لا يَأْمُرَكُمْ ) * آيا ميفرمايد آن بشر يعنى پيغمبر مر شما را * ( بِالْكُفْرِ ) * بپوشيدن حق و شرك آوردن * ( بَعْدَ إِذْ أَنْتُمْ ) * پس از آنكه هستيد شما * ( مُسْلِمُونَ ) * گردن نهندگان مر دين اسلام را * ( وَإِذْ أَخَذَ اللَّه ) * و ياد كن چون فرا گرفت خدا * ( مِيثاقَ النَّبِيِّينَ ) * پيمان و عهد پيغمبران را يعنى از ايشان فرا گرفت به اينكه * ( لَما آتَيْتُكُمْ ) * هر آينه بدهم شما را * ( مِنْ كِتابٍ وَحِكْمَةٍ ) * از كتاب منزل و فهم آن يا علم شريعت * ( ثُمَّ جاءَكُمْ ) * پس بيايد بشما * ( رَسُولٌ ) * فرستادهء از نزد من كه آن محمد ( ص ) است * ( مُصَدِّقٌ لِما مَعَكُمْ ) * باور دارندهء مر آن چيزى را كه با شما است از كتاب و حكمت * ( لَتُؤْمِنُنَّ بِه ) * البته ايمان آوريد بوى * ( وَلَتَنْصُرُنَّه ) * و يارى كنيد او را باظهار صفات و نعوت او و امم خود را به يارى او فرمائيد و هر گاه حال انبيا در اخذ ميثاق بايمان آوردن به پيغمبر آخر الزمان و يارى كردن او را چنين باشد پس حال امم ايشان بطريق اولى باشد و اگر مراد غير آن حضرت باشد از پيغمبران ديگر هم چنان كه قول بعضى است معنى اينست كه بنبوت يكديگر ايمان آوريد و با نفس خود نصرة يكديگر دهيد بر اعدا و گويند معنى آنست كه چون فرا گرفت خدا ميثاق را از پيغمبران و امم ايشان در باب ايمان بمحمد ( ص ) و نصرت او و بنا بر اين عدم ذكر امم به جهت استغناى ذكر انبياست از ايشان و نزد بعضى اضافهء ميثاق به نبيين اضافه فاعل است و معنى اينست كه چون حقتعالى اخذ ميثاق كرده كه انبيا توفيق آن كردهاند بر امم خود و گويند مراد بنبيين اولاد ايشانند كه بنى اسرائيلاند بر حذف مضاف و يا تسميه اولاد به نبيين است بر سبيل تهكم زيرا كه بنى اسرائيل مىگفتند كه ( نحن اولى بالنبوة من محمد ص لانا اهل الكتاب و النبيون منا ) ما بنبوت سزاوارتريم