الملا فتح الله الكاشاني

26

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

و حدود شرع افراد اين هر دو بذكر بجهة اظهار شرف آنها است * ( يَعِظُكُمْ ) * پند ميدهد خدا شما را * ( بِه ) * به آنچه بر شما انزال فرموده و منع مىكند شما را از اضرار و اتخاذ هزو و غير آن * ( وَاتَّقُوا اللَّه ) * و بترسيد از خداى در مخالفت احكام * ( وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّه ) * و بدانيد آنكه خداى * ( بِكُلِّ شَيْءٍ ) * بهمهء چيزها خصوصا باعمال شما و مصالح روزگار شما * ( عَلِيمٌ ) * داناست اين تهديد و تاكيد است بيشتر مفسران گفته‌اند كه آيه در شان جميله بنت يسار آمد خواهر معقل يسار و او زن ابو دحداح بود و او را طلاق داد و بگذاشت تا عده بسر آمد و بعد از آن خطبه كرد برادر جميله در خشم شد گفت من كريمهء خود را به دو دادم و او بىخبرى طلاقش داد و باز آمده كه وى را نكاح كند به خدا كه هرگز او را بوى ندهم حقتعالى اين آيه فرستاد كه * ( وَإِذا طَلَّقْتُمُ النِّساءَ ) * و چون طلاق دهيد زنان را * ( فَبَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ ) * پس برسند بانتهاى مدت خود يعنى عده ايشان منقضى گردد * ( فَلا تَعْضُلُوهُنَّ ) * پس منع مكنيد ايشان را و باز مداريد * ( أَنْ يَنْكِحْنَ ) * آنكه بنكاح در آيند * ( أَزْواجَهُنَّ ) * شوهران پيشينه خود را مخاطب اولياى عقدند يا همهء خلقان على العموم يعنى بايد كه اين عضل مطلقا در شما وجود نگيرد و يا ازواجند كه عضل نساى خود كنند بعد از مضى عده كه به شوهر روند بجهة عدوان ايشان بازواج مطلقه و عضل بمعنى حبس است و تضييق و منه ( عضلت الدجاجة اذا نشبت بيضتها و لم تخرج ) حاصل كه حق سبحانه فرموده كه مانع مشويد زنان را از رجوع بازواج خود * ( إِذا تَراضَوْا ) * چون رضا دهند خطبه كنندگان و زنان مخطوبه * ( بَيْنَهُمْ ) * ميان يكديگر * ( بِالْمَعْرُوفِ ) * بهر چه در شرع معروفست و در مروت مستحسن چون نكاح حلال و مهر جايز و قبول حسن معاشرت جميلهء شرطيه ظرف ان ينكحن است يا لا تعضلوهن و جار و مجرور حال است از ضمير مرفوع يا صفت مصدر محذوفست اى ( تراضيا كاينا بالمعروف ) * ( ذلِكَ ) * اشاره است به آنچه مذكور شد و خطاب از براى جمع بر تاويل قبيل است و يا بر تاويل كلواحد يا آنكه كاف از براى مجرد خطاب باشد بدون تعيين مخاطبين يا راجع برسول بر طريقه قوله تعالى يا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِذا طَلَّقْتُمُ النِّساءَ بجهة دلالت بر آنكه حقيقت مشار اليه امريست كه نزديك به آن نيست كه هر احدى تصور آن تواند كرد يعنى اين نهى عضل كه ياد كرديم * ( يُوعَظُ بِه ) * پند داده مىشود بدان * ( مَنْ كانَ مِنْكُمْ ) * هر كه باشد از شما بوجه اخلاص * ( يُؤْمِنُ بِاللَّه ) * بگرود به خدا * ( وَالْيَوْمِ الآخِرِ ) * و بروز رستخيز كه واپسين همهء روزها است زيرا كه