الملا فتح الله الكاشاني
212
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
آنچه در شكم من است * ( مُحَرَّراً ) * در حالتى كه آزاد كرده شده باشد از قيد تعلقات دنيا يعنى او را مشغول نسازم بامور دنيويه تا خاص ترا پرستد و خدمت مسجد تو كند و در آن زمان خدمت مسجد قدس را امرى مهم ميدانستند و آن را اعظم عبادات ميشمردند و فرزندان را براى آن كار نذر ميكردند تا آن را رفتندى و آب زدندى و چراغ روشن كردندى و تا امر ضرورة ايشان را پيش نميآمد از آن جا بيرون نيامدندى تا حين بلوغ و بعد از آن ايشان را مخير گردانيدندى ميان مكث كردن و بيرون رفتن و در شريعت ايشان مشروعيه اين چنين نذر در پسران ايشان بودى و هيچ كس از انبياء و علماء ايشان نبود مگر كه يك فرزند و يا دو و بيشتر را محرر گردانيدندى پس از نذر حنه شوهر او عمران گفت ويحك اين چيست كه كردى شايد در شكم تو دخترى باشد و خدمت مسجد را نشايد بر زبان حنه جارى شد كه * ( فَتَقَبَّلْ مِنِّي ) * پس قبول كن خدايا از من آنچه نذر كردم * ( إِنَّكَ أَنْتَ السَّمِيعُ ) * بدرستى كه تو شنوايى سخنى را كه در باب نذر گفتم * ( الْعَلِيمُ ) * دانايى به مقصد من درين نذر كه جز رضاى تو نخواستم و گويند سبب نذر حنه آن بود كه خواهرى داشت كه زوجهء داود ( ع ) بود و از داود فرزندان داشت و حنه عقيمه بود و هر چند جد و جهد ميكرد وى را فرزندى نميشد تا پير شد و اين حسرت در دل او مركوز بود تا آنكه روزى در زير درختى نشسته بود مرغيرا ديد كه بچه را دقت ميكرد ( فحنت الى الولد و تمنته ) پس اشتياق فرزند در او بيشتر شد از روى تضرع و زارى بدرگاه الهى مناجات كرد از او سبحانه طلب فرزند كرد و آن را به نذر مذكور مشروط ساخت حق سبحانه اجابت دعاى او كرد پس حامله گشت و قبل از وضع حمل عمران بجوار رحمت ايزدى پيوست * ( فَلَمَّا وَضَعَتْها ) * پس آن هنگام بنهاد بار خود را ضمير راجع بما فى بطنى است و تأنيث آن باعتبار آنست كه مؤنث بود و يا باعتبار نفس يا حبله كه بچه شكم است حاصل كه چون وضع حمل نمود * ( قالَتْ ) * گفت بر سبيل اعتذار و تحسر * ( رَبِّ إِنِّي وَضَعْتُها ) * اى پروردگار من بدرستى كه بنهادم آن بار را * ( أُنْثى ) * در حالتى كه فرزند ماده است تانيث ضمير به جهت تانيث حال است چه حال و ذى الحال يك چيزند و نظير اينست قوله ( فان كانتا اثنين ) و يا بر تاويل جمله يا نسمه چنان كه گذشت كانه قيل ( وضعت الحبلة او النسمة انثى ) يعنى من نهادم اين بار واحد يا اين مخلوق را در حالتى كه انثى است * ( وَاللَّه أَعْلَمُ ) * و خدا داناست * ( بِما وَضَعَتْ ) * به آنچه بار نهادم حفص وضعت خوانده بصيغهء تانيث بر سبيل استيناف از جانب حقتعالى به جهت تعظيم مريم ( ع ) و بجهل مادر او بشان او يعنى خدا داناتر بود به آنچه حنه وضع كرد * ( وَلَيْسَ