الملا فتح الله الكاشاني

208

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

و رسول * ( فَإِنَّ اللَّه ) * پس بدرستى كه خدا * ( لا يُحِبُّ الْكافِرِينَ ) * دوست نمىدارد كافران را يعنى از ايشان راضى نيست و بر ايشان ثنا نميكند وضع مظهر در موضع مضمر دالست بر آنكه تولى از طاعت خدا و رسول كفر است و يا بر قصد عموم و يا تنبيه باشد بر آنكه كفر است كه نافى محبت خدايست و محبت او مخصوص است باهل ايمان از رسول خدا ( ص ) روايتست كه از شرايط ايمان و علامت آن الحب للَّه و البغض فى اللَّه است پس تحقق ايمان فرع آنست كه دوستان خدا را دوست داريد و دشمنان خداى را دشمن و نيز فرمود كه فرو رفتن شرك در امت من نرمتر است از رفتن مورچه خورد در شب سياه بر سنگ نرم و كمترين اين آنست كه با شخصى دوستى كنند به جهت ظلم او و يا دشمنى با كسى نمايند بسبب عدالت او و دين نيست مگر دوستى و دشمنى و بعد از اين آيه بخواند كه قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّه و در اين آيه دلالت است بر بطلان مذهب مجبره زيرا كه هر گاه حق سبحانه دوست نداشته باشد كافران را از جهت كفر ايشان و به جهت اين ارادهء ثواب ايشان نميكند پس مريد كفر نباشد زيرا كه اگر مريد كفر باشد پس نفى محبت او مر ايشان را به جهت كفر ايشان نباشد و چون حق سبحانه در اين دو آيه اطاعت رسل را واجب گردانيد و بيان نمود كه اطاعت ايشان جالب محبت خدا است در عقب آن ذكر مناقب ايشان ميفرمايد به جهت تحريص بر اطاعت ايشان بقوله * ( إِنَّ اللَّه اصْطَفى آدَمَ ) * بدرستى كه خدا برگزيد آدم را كه ابو البشر است بتعليم اسماء ايشان و مسجوديت ملائكه و ابوت انبيا و اصفيا و اوليا * ( وَنُوحاً ) * و نوح را به طول عمرو تحمل اذيت از امت و ترتيب سفينه و نجات و نسخ شرع متقدم * ( وَآلَ إِبْراهِيمَ ) * و آل ابراهيم را كه اسماعيل و اسحاقاند و اولاد ايشان بنبوت و امامت و بناء خانه كعبه و خلافت و از جملهء اولاد او يعقوب و داود و سليمان و يونس و ذكريا و يحيى و عيسى ( ع ) و حضرت خاتم الانبياء و ائمه هدى ( ع ) نيز در اين داخلاند چنان كه مذكور خواهد شد * ( وَآلَ عِمْرانَ ) * و آل عمران را كه موسى و هارونند برسالت و تكليم و ايشان پسران عمران بن يصهر بن فاهث بن لاوى بن يعقوبند يا عيسى را بكتابت و رسالت و مادر او را بتقديس و طهارت كه دختر عمرانست كه پسر ماثان بن ابى عاذ بن ابى بوز بن ربابل بن شلسان بن يوحنا بن يوشيا بن مشكو بن جارفات بن اخاذ بن يغرام بن غرر بن يورام بن يوشافاة بن ايساى ابن ايناى بن راجعيم بن سليمان بن داود بن ايشائى بن عويد بن سلمون بن باغر بن يحشون بن عياذ بن ارام بن حصروم بن فارس بن يهود بن يعقوبست و ميان اين هر دو عمران هزار و هشتصد سال بوده و گويند مراد بآل ابراهيم و آل عمران نفس ابراهيم و عمران است از قبيل مِمَّا تَرَكَ آلُ مُوسى وَآلُ هارُونَ الخ حاصل كه حق سبحانه ميفرمايد كه همهء اين انبيا و اولاد ايشان را برگزيديم و