الملا فتح الله الكاشاني
202
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
( تقيه ) آن چيزى را كه واجب باشد اتقا و پرهيزيدن از آن و ميتواند بود كه نصب تقية بر مصدريت باشد يعنى بترسيد از ضرر ايشان ترسيدنى كه درين صورت جايز است كه با ايشان اظهار دوستى كنيد و تعديهء تتقوا به من جهت آنست كه متضمن معنى تحذروا است يا تَخافُوا * ( وَيُحَذِّرُكُمُ اللَّه ) * و ميترساند شما را از خداى در ارتكاب مناهى كه از جملهء آن موالاتست با دشمنان او * ( نَفْسَه ) * از عذاب ذات خود يعنى عذابى كه صادر شده باشد از محض قهاريت حقتعالى بيواسطه غيرى و نفس عبارتست از ذات چيزى و حقيقت و هويت او پس هر كجا لفظ نفس در شأن حقتعالى ايراد كنند مراد ذات او خواهد بود و درين كلام تهديد عظيمست بتناهى مناهى در قبح و ذكر نفس بجهة آنست كه تا معلوم شود كه محذر منه عقابيست صادر از ذات او و عقابى كه ما دون عقاب اوست غير معتد به است و در جنب آن چيزى نميماند * ( وَإِلَى اللَّه الْمَصِيرُ ) * و بسوى جزا يا حكم خداوند است بازگشت همه و جميع بندگان را بر وفق اعمال جزا خواهد داد اين تتمهء وعيد است از مقاتل روايتست كه اين آيه در شأن خاطب بن ابى بلتعه نازل شد با جمعى از اصحاب رسول ( ص ) كه اظهار مودت ميكردند با كفار مكه و در اين وقت كه حضرت رسالت ( ص ) ميخواست به مكه رود خاطب نامهء نوشت و بدست زنى داد كه تا به مكه بر دو احباء او را از آمدن پيغمبر ( ص ) با خبر گرداند تا ضررى به ايشان نرسد حق سبحانه رسول خود را از اين معنى اخبار فرمود آن حضرت امير المؤمنين ( ع ) و زبير را در عقب آن زن بفرستاد تا نامه را از او گرفتند و بمدينه آوردند و بيان اين قصه در موضع خود سمت تحرير خواهد يافت و ضحاك بر آنست كه آيه دربارهء عبادت بن صامت فرود آمد و او مردى متقى بود از اهل بدر و وى را خلفا بودند از يهود چون رسول ( ص ) روز احزاب از مدينه بيرون آمد گفت يا رسول اللَّه اگر اجازه فرمايى من خلفاى خود را كه پانصد يهود بودند به اعانت شما خوانم تا با كافران جنگ كنند حقتعالى اين آيه فرستاد و منع آن فرمود و جواز تقيهء مذكور در وقتى بود كه دين اسلام هنوز قوتى نداشت و كفار را قوة تسلط بود بر مسلمانان و چون قضيه منعكس شد تقيه مرتفع گشت و چون تقيه در هر موضعيست كه مظنه ضرر نفس يا مال باشد چنان كه آيه مذكور مصرح است بر آن پس اهل خلاف را نرسد كه زبان طعن بر امامية دراز كنند و ديگر منطوق وَلا تُلْقُوا بِأَيْدِيكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ و بادلهء عقليه داله بر وجوب دفع ضرر از نفس تقيه واجبست و صحابه رسول ( ص ) به اين امر اقدام نمودهاند و از جمله عمار ياسر با كفار اظهار موافقت ميكرد بجهة دفع ضرر تا خداى تعالى در حق او اين آيه فرستاد كه إِلَّا مَنْ أُكْرِه وَقَلْبُه مُطْمَئِنٌّ بِالإِيمانِ و از حضرت صادق ( ع ) مرويست كه فرمود التقية دينى و دين