الملا فتح الله الكاشاني
199
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
إِبْراهِيمَ الْكِتابَ وَالْحِكْمَةَ وَآتَيْناهُمْ مُلْكاً عَظِيماً كه مراد بكتاب قرآنست و ملك عظيم امامت عجب از گروهى كه گويند ملك دنيا بامر خداست بآنكس دهد كه خواهد و ملك دين كه امامتست بدست ما باشد بآنكس دهيم كه خواهيم و اين عين غوايت و ضلالتست و بنا بر نص قرآنى ملك دنيا كه متصف است بعظم و كريمهء وَآتَيْناهُمْ مُلْكاً عَظِيماً و ملك آخرت كه متصفست بكبير در كريمهء وَإِذا رَأَيْتَ ثَمَّ رَأَيْتَ نَعِيماً وَمُلْكاً كَبِيراً هر دو نامزد امير المؤمنين ع است * ( تُؤْتِي الْمُلْكَ مَنْ تَشاءُ ) * اشاره به اين ملكست و * ( تَنْزِعُ الْمُلْكَ مِمَّنْ تَشاءُ ) * ايماء به آنكه لا يَنالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ * ( وَتُعِزُّ مَنْ تَشاءُ ) * و ارجمند ميسازى هر كرا ميخواهى ارجمندى او را بايمان و نور معرفت چون پيغمبر ( ص ) و متابعان او * ( وَتُذِلُّ مَنْ تَشاءُ ) * و خوار و بيمقدار ميگردانى هر كرا ميخواهى خوارى او را بكفر و نكرت چون ابو جهل و تابعان او و يا مراد عزت اين امتست باستيلاى ديار عرب و عجم و ذلت اهل فارس و روم و غير ايشان از كفار امم يا عزت مؤمنان بظفر بر يهود و نصارى و ذلت ايشان بقبول جزيه يا قتل و جلا و گويند ( تعز من تشاء من اوليائك من انواع العز فى الدنيا و الدين و تذل من تشاء من اعدائك فى الدنيا و الآخرة ) و نزد بعضى عزت بشرف قناعتست و ذلت بخسة حرص استغناى قناعت فقيران را بصدر تمكين رساند و تكاپوى حرص توانگران را در صف نعال افكند و در تفسير بصائر آورده كه سلطان محمود غزنوى روزى عزيمت زيارت شيخ مقرى كه قطب زهاد و عرفاى آن عصر بود رفته استدعاى فاتحه نمود هم چنان در صف نعال ايستاده از تفسير * ( تُعِزُّ مَنْ تَشاءُ وَتُذِلُّ مَنْ تَشاءُ ) * نكتهء درخواست شيخ فرمود كه روشنترين وجهى در معنى آيه آنست كه ترا با هزار و هفتصد پيل جنگى و پنج هزار فرسخ ولايت و صد هزار سوار مكمل بخانهء همچه من گدايى آورد و در صف نعال باز دارد و مرا به اين گليم كهنه و پاى برهنه ملك قناعت بخشد و در صدر آزادى جا دهد ( و نعم ما قيل ) نظم آن كو بقناعت آشنا شد از فيض تعز من تشا شد و آن كوره حرص و آز پيمود مقهور تذل من تشا شد * ( بِيَدِكَ الْخَيْرُ ) * بدست تست يعنى بقدرت كاملهء تست تحصيل همهء نيكوئيها از اعطاء ملك و اعزاز مؤمنان و چون نزع و اذلال متضمن حكمت و مصلحت است مانند تعذيب كفار و محروم ساختن ايشان از عزت دارين پس در تحت خبر داخل باشد اگر چه نسبت ببنده شر است و ضرر و الف لام از براى استغراق است يعنى جميع انواع خير در قبضهء اقتدار اوست و از او ناشى مىشود بى واسطه يا بواسطه چه فاعل جنس خير اوست نه غير او و اين كه حضرت رسالت ( ص ) در بعضى ادعيه فرمودهاند كه الخير كله بيديك و الشر ليس اليك دلالت صريح است بر آنكه ذات حق سبحانه مصدر خير است نه شر * ( إِنَّكَ ) * بدرستى كه تو * ( عَلى كُلِّ شَيْءٍ ) * بر همه چيز از