الملا فتح الله الكاشاني
195
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
روزى كه * ( لا رَيْبَ فِيه ) * هيچ شكى نيست در وقوع آن اين استعظام عذابيست كه در آخرت ايشان را فرا گيرد و تكذيب قول ايشان كند كه لَنْ تَمَسَّنَا النَّارُ إِلَّا أَيَّاماً مَعْدُوداتٍ مرويست كه اول رايتى از رايات كفار كه در روز قيامت بر افراشته شود راية يهود باشد پس حق سبحانه ايشان را رسوا گرداند بر رؤس الاشهاد و بعد از آن امر كند كه ايشان را بدوزخ برند * ( وَوُفِّيَتْ كُلُّ نَفْسٍ ) * و داده شود هر نفسى را تمام * ( ما كَسَبَتْ ) * جزاء آنچه كسب كرده باشند و درين دليل است بر آنكه حبط عبادة نمى شود و مؤمن در دوزخ مخلد نخواهد بود زيرا كه توفيهء ايمان و عمل آن نه در دوزخ خواهد بود و نه قبل از آن پس بعد از آن خلاصى خواهد بود از دوزخ و ضمير در قوله تعالى * ( وَهُمْ لا يُظْلَمُونَ ) * راجع است بهر نفس بر حسب معنى زيرا كه آن در معنى كل انسانست يعنى هيچ يك از نفس انسانى ستم ديده نشود بنقصان حسنات و زيادتى سيئات بلكه جزا فراخور اعمال و موافق افعال خواهد بود و چون حقتعالى ذكر مكايد اهل كتاب كرد حضرت رسالت ( ص ) را تعليم نمود كه چگونه با ايشان محاجه ميبايد كرد و چگونه جواب ايشان بايد گفت و فرمود * ( قُلِ اللَّهُمَّ ) * بگو اى محمد ( ص ) بار خدايا * ( مالِكَ الْمُلْكِ ) * اى خداوند پادشاهى و متصرف در هر ملك و ملكى كه ملك دنيا و آخرتست هر مالكى كه غير تست هالك است و هر ملكى سواى تو فانى عبد اللَّه بن عمرو بن عوف روايت كند از پدر خود و او از پدر خود كه رسول ( ص ) در عام الاحزاب بتعليم سلمان فارسى ( رض ) فرموده بود تا گرداگرد مدينه خندقى ميكندند و هر چهل كز را از آن بده مرد از صحابه نامزد كرده بود و سلمان ( ره ) گاهى به يارى مهاجر ميرفت و گاهى بمدد انصار و وقتى اعانت خزرج مينمود و زمانى امداد اوس ميفرمود و همه را در باب حفر تحريص ميكرد و تنشيط ايشان مىنمود مهاجر ميگفتند كه سلمان از ماست و انصار ميگفتند بلكه از ماست و اوس و خزرج نيز همچنين تا آنكه ميان ايشان نزاع و مخالفت واقع شده آلات حفر را از دست انداختند و سلاح بر خود راست كردند كه تا با يكديگر در مقام مقاتله در آيند اين خبر به حضرت رسالت ( ص ) رسيده بيامد و گفت شما را چه بوده است هر يك از فرق اصحاب گفتند يا رسول اللَّه ( ص ) ( اختلفنا فى سلمان ) دربارهء سلمان ما را اختلاف واقع شده ما مىگوييم او از ماست و جمعى ديگر ميگويند از شما نيست بلكه از ما است رسول ( ص ) فرمود كه اين چه دعويست كه ميكنيد سلمان نه از شماست و نه از ايشان سلمان منا اهل البيت سلمان از ماست كه خانوادهء نبوتيم اى عزير اين حال شباهت بسيار دارد به حال تو كه چون در عرصات قيامت حاضر شوى آدم ( ع ) كه تو را بيند روى از تو بگرداند و نوح ( ع ) از تو اعراض كند و ابراهيم ( ع ) از تو تبرى نمايد و رسول ( ص ) كه ترا بيند سر در پيش افكند و چون نظر رحمت الهى بر تو واقع شود و توقيع سعادت بنام تو بر آيد آدم ( ع ) گويد وى از فرزندان منست نوح ( ع ) گويد از اولاد منست و بر شريعت من ابراهيم ( ع ) گويد از