الملا فتح الله الكاشاني

188

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

دو امر كانه قال لا إله الا هذا بالموصوف بالصفتين و لهذا بآنمقارن گردانيده قوله * ( الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ ) * چه اين دو صفت متضمن وحدانيت است و عدل و بدانكه اين آيه را فضل بسيار است و ثواب بى - شمار انس بن مالك روايت كرده كه پيغمبر ( ص ) فرمود كه هر كه اين آيه را بخواند و در آخر آن بگويد و انا على ذلك من الشاهدين حق سبحانه بعدد هر حرفى فرشتهء را بيافريند تا براى او استغفار كنند و آمرزش خواهند تا روز قيامت و نيز از آن حضرت مرويست كه هر كه اين آيه بخواند حق سبحانه هشت در بهشت به روى او بگشايد و هفت در دوزخ برو در بندد و در خبر ديگر از آن حضرت وارد شده كه هر كه در وقت خواب كردن اين آيه بخواند حق سبحانه هفتاد هزار فرشته از آن خلق كند تا روز قيامت براى او استغفار كند ابو طالب قيطان گفته كه وقتى بتجارت بكوفه رفتم و در همسايگى اعمش فرود آمدم وى در آخر شب مكرر اين آيه را ميخواند و هر بار در آخر آن ميگفت و انا اشهد بما شهد اللَّه به و استودع اللَّه هذه الشهادة و هى لى عند اللَّه وديعة حتى يؤديها الى يوم القيمة با خود گفتم همانا خبرى از پيغمبر ( ص ) درين باب به او رسيده چون روز شد نزد او برفتم و گفتم تو ديشب آية الشهاده ميخواندى و در آخر آن كلماتى ميگفتى در آن چيزى شنيدهء گفت بلى گفتم مرا از آن اخبار كن گفت تو را از آن خبر ندهم تا كه يك سال تمام در خدمتكارى سراى من قيام نمايى من مهمسازى كرده بودم و بر سر راه بودم بارها گشادم و تا يك سال آنچه او ميفرمود قيام مىنمودم و چون مدت منقضى شد گفتم يا شيخ سال تمام شد گفت حدثنى ابو وايل عن عبد اللَّه بن مسعود انه قال سمعت النبى ( ص ) يجاء بصاحبها يوم القيمة فيقول اللَّه عبدى وفيت بعهدى و اديت امانتى و هى التوحيد و انا ممن و فى بالعهد يا ملائكتى افتحوا ابواب الجنان فيدخلها من اى باب شاء يعنى ابو وايل روايت كرد مرا از ابن مسعود كه او گفت از پيغمبر ( ص ) شنيدم كه گفت هر كه اين آيه را بخواند حق سبحانه او را روز قيامت حاضر سازد و به او خطاب كند اى بندهء من بعهد من وفا كردى و امانت مرا ادا نمودى كه آن توحيد است و من سزاوارترم از آن كسى كه بعهد وفا كند اى ملائكهء من درهاى بهشت براى او بگشائيد تا داخل شود بهر درى كه خواهد و نيز از آن حضرت مروى - است كه دو فرشته در هوا بيك ديگر رسيدند يكى ديگرى را گفت از كجا مىآيى گفت از نزديك بنده عاصى كه امروز همهء روز معصيت ميكرد و خداى را ميآزارد و اينك نامهء عمل سياه اوست كه به آسمان ميبرم آن فرشتهء ديگر گفت عجب حالتيست كه من به نام او برات آزادى از آتش دوزخ به زمين ميبرم فرشتهء اول از اين متعجب و متحير شد فرشتهء دويم جوابداد كه چون تو ازو جدا شدى او آية الشهاده بخواند حق سبحانه فرمود كه من گناه و معصيتش را به ايمان و معرفتش بخشيدم و در خبرى آمده كه جوانى توانا