الملا فتح الله الكاشاني

175

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

آن حضرت به ظاهر مغلوب نفس نفيس خودش بود و بخائف مغمور آخر ائمه اثنا عشر كه صاحب الزمانست صلوات اللَّه عليهم اجمعين بعد از آن گفت حجت ظاهر مغلوب و خائف مغمور جهت آنست كه تا حجتهاى تو باطل نشود كجااند كسانى كه بعدداند كند و به قدر و منزلت بزرگ حق سبحانه به جهت ايشان حجتهاى خود را نگاه دارد تا ايشان را در دل جماعتى نهد كه اشباه ايشان باشند علم ايشان را بر حقايق ايمان واقف گردانيده باشد و به آن بامور اخروى متيقن شده باشند و ايشان مستانس باشند بر آنچه جاهلان و مترفان از آن مستوحشند و صحبت ايشان با دنيا باجساد باشد چه ارواح ايشان من جميع الوجوه متوجه مولى باشد و ايشان خلفاء خدا باشند در زمين و حجج او بر بندگان او بعد از آن فرمود وا شوقاه الى رؤيتهم اى اشتياق و آرزومندى بديدن ايشان هر كس كه بصفت علم ايشان باشد راسخ بود در علم و عالم بمتشابه قرآن و از حضرت رسالت ( ص ) مرويست كه در شان عاليشان امير المؤمنين ( ع ) فرمود كه منكم من يقاتل على تاويل القران كما قاتلت على تنزيله يعنى از شما مردى باشد كه بر تاويل قران كارزار كند هم چنان كه كه من بر تنزيل آن كارزار ميكنم و از اينجا معلوم شد كه راسخان عالم بتاويل متشابهات امير المؤمنين ( ع ) است و يازده فرزند مطهر معصوم وى ( صلوات اللَّه عليهم اجمعين ) و اينكه حضرت رسالت ( ص ) فرمود كه افضل الراسخين فى العلم قد علم جميع ما انزل اللَّه عليه من التنزيل و التاويل نيز حضرت سيد الاوصياء و ساير ائمه هدىاند چه جميع صحابه و تابعين در جميع امور مشكله و احكام مشتبهه رجوع بايشان ميكردند و ايشان هرگز رجوع به غير خود نكردند و بدانكه اتصال اين آيه بما قبل از حيثيت آنست كه اين آيه در تصوير روح است بعلم و تربيت آن و ما قبل آن در تصوير جسد است و تسويه آن و يا آنكه اين جوابست از تشبث نصارى بمانند قوله وَكَلِمَتُه أَلْقاها إِلى مَرْيَمَ وَرُوحٌ مِنْه هم چنان كه جوابست از قول ايشان لا اب له غير اللَّه و توجيه جواب آنست كه او سبحانه مصور اجنه است بهر نوعى كه مشيت او مقتضى آن باشد پس تصوير اب مىكند از نطفه و غير آن و مصور ميسازد او را در رحم و مصور اب مصور نمىتواند بود و بعد از آن از قول راسخان در علم حكايت مىكند كه * ( رَبَّنا ) * يعنى ميگويند كسانى كه خود را بزيور علم و دانش بياراسته‌اند و بحليه عمل آن را محلى گردانيده‌اند كه اى پروردگار ما * ( لا تُزِغْ قُلُوبَنا ) * مپيچان و منحرف مساز دلهاى ما را از نهج حق بسوى اتباع متشابه بتاويلى كه پسنديده تو باشد * ( بَعْدَ إِذْ هَدَيْتَنا ) * پس از آنكه ما را راه نمودى به حق باب تصديق هر دو قسم محكم و متشابه نصب بعد بر ظرفية است و اذ در موضع جر باضافه بعد آن و گويند اذ بمعنى ان است و ملخص معنى آنست كه بعد از آنكه ما را از الطاف خود هدايت كردى و بايمان راه نمودى و بمدد توفيق