الملا فتح الله الكاشاني
163
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
كرد كه طريق عدالت منوط است به آن مگر گاهى كه نظر بفضل خود كرده قلم عفو را بر سر معاصى بنده كشد و ما سواى عدل و فضل ظلم است و او سبحانه از آن منزه و مبراست پس يا بر وفق عدل با بنده عمل خواهد كرد و يا بر طريق فضل مرويست كه چون حضرت رسالت ( ص ) در شب معراج اين كلمات با بركات را از راهب العطايا استماع فرمود به الهام الهى به زبان امت اين كلام ميمنت انجام را ادا فرمود كه * ( رَبَّنا ) * اى پروردگار ما * ( لا تُؤاخِذْنا ) * مگير ما را بعقوبت * ( إِنْ نَسِينا ) * اگر فراموش كرديم فعلى از طاعات را * ( أَوْ أَخْطَأْنا ) * يا خطا كرديم و بدون قصد مرتكب مناهى شديم مفسران نسيان و خطا را درين مقام به يكى از چهار و چه تفسير كردهاند يكى آنكه نسيان بمعنى تركست كقوله تعالى نَسُوا اللَّه فَنَسِيَهُمْ اى تركوا طاعته فتركهم من ثوابه و قوله و تنسون انفسكم و خطا بمعنى ذنب زيرا كه معاصى موصوف بخطا مىشود از حيثيت آنكه ضد ثوابست و اگر چه فاعل آن متعمد باشد فكان او سبحانه بندگان را امر كرده به استغفار از آنچه ترك آن كردهاند از واجبات و از آنچه اقدام به آن كردهاند از مقبحات پس معنى آيه آنست كه اى آفريدگار ما مؤاخذه مكن ما را بر ترك فعل واجب و كسب معصيت دويم آن كه مراد بنسيان متعرض شدنست باسبابى كه مؤدى بنسيان و غفلت باشد از واجب و مراد بخطا تعرض نمودن به اسبابى كه منتهى بخطا باشد يعنى بار خدايا ما را مؤاخذه مفرما اگر از ما صادر شده باشد اسبابى كه مؤدى بغفلت باشد از واجبات و يا مؤدى بفعل خطا كه بدون قصد است سيم آنكه نسيان و خطا بر معنى حقيقى خود باشد يعنى ما را عقوبت مكن بر آنچه بر سبيل سهو و غفلت از متصادر شده باشد يا بدون قصد آن را كرده باشيم و حقتعالى اجابت آن فرموده چنانچه حديث متواتر رفع عن امتى الخطاء و النسيان و ما استكرهوا عليه شاهد عدل است برين و بنا برين معنى اين كلام بر سبيل انقطاع است به خدا و اظهار فقر و خشوع و خضوع به او چه بنده درين دو صورت از مؤاخذهء مأمونست بنا بر حديث مذكور و از اين قبيل است قوله تعالى رَبِّ احْكُمْ بِالْحَقِّ و قوله تعالى * ( وَلا تُحَمِّلْنا ما لا طاقَةَ لَنا بِه ) * كه بعد از اين مذكور خواهد شد و از كلبى نقل كردهاند كه بنى اسرائيل هر گاه چيزى فراموش كردندى يا خطايى از ايشان صادر شدى حقتعالى طعامى و شرابى بر ايشان حرام كردى و بر تقدير صحت اين نقل تحريم بر وجه مصلحت بوده نه بر طريق عقوبت چهارم قول ابن عباس و عطا است و آن اين است كه معاقب مگردان ما را اگر در حين جهل يا عمد معصيت كرده باشيم * ( رَبَّنا ) * اى پروردگار ما * ( وَلا تَحْمِلْ ) * و بار مكن * ( عَلَيْنا إِصْراً ) * بر ما بار گران را اصر فعل ثقيل است كه اصر صاحب خود كند يعنى به جهت كثرة ثقيل آن حبس او نمايد در مكانى كه نتواند به جهت آن به مكان ديگر رود و مراد آنست كه تكليف گران