الملا فتح الله الكاشاني
15
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
مزد زنان از مزد مردان بيش باشد و ثواب ايشان نزد خدا تمامتر بود و خداى تعالى به جهت رضاى زنان درجات مردان را در بهشت رفيع گرداند و بعد از شرك هيچ گناهى نيست كه وزر و و بال او به نزد خدا بيشتر از عصيان زنان باشد در شوهر و بعد از آن فرمود كه بترسيد در حق دو ضعيف كه آن زن و يتيمست چه حق سبحانه به جهت احسان شما در حق ايشان رحمت و رضوان را بشما كرامت كند و به جهت اضرار و ايذا رسانيدن شما بايشان شما را معاقب گرداند در نيران و حق مرد بر زن چون حق من است بر شما و هر كه حق من ضايع كند چنان باشد كه حق خداى را ضايع كرده و هر كه حق خداى را ضايع كرده مستوجب خشم و سخط خدا شود در دوزخ از امام محمد باقر ( ع ) مرويست كه جابر انصارى گفت روزى در خدمت رسول خدا ( ص ) بودم زنى را ديدم بيامد و بر بالاى سر آن حضرت بايستاد و گفت ( السلام عليك يا رسول اللَّه ) من رسول زنانم بنزديك تو فرمود كه پيغامى كه دارى ادا كن گفت يا رسول اللَّه مردان چون به قصد جهاد از خانه بيرون روند و ايشان را شهيد گردانند نزد خدا به سمت حياة و زندگى متسم شوند و روزى خورند كما قال اللَّه تعالى بَلْ أَحْياءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ فَرِحِينَ بِما آتاهُمُ اللَّه مِنْ فَضْلِه و ما از اين سعادت محروميم و بى نصيب و از درجهء شهادت باز مانده و در خانه محبوس مانده پيوسته خدمت ازواج ميكنيم آيا ما را هيچ مزدى باشد فرمود سلام من بديشان برسان و بگو كه ثواب اطاعت شوهران كردن برابر ثواب شهيدان خواهد بود و لكن كم زن باشد كه حق شوهران را بر آن وجه كه بايد بجا آرد زن گفت كه بر زنان جهاد باشد فرمود بلى جهاد زنان غيرت باشد و با نفس خود مجاهده كردن در ترك شهوات محرمه و صبر كردن بر آن و چون صبر كنند مجاهد باشند و افضل از جهاد كنندگان با كافران صاحب كنز العرفان فرموده كه در اين آيه چند حكم است يكى آنكه عده مستقيمة الحيض سه قرء است و اين حكم على عمومه نيست بلكه مخصوص است بمدخول بها زيرا كه غير مدخول بها را عده نيست چنان كه بعد از اين مذكور خواهد شد و همچنين است آيسه و صغيره و نيز اين حكم مختص است بحره زيرا كه عده امه دو قرء است گاهى كه مستقيمة الحيض باشد و چون قرء از لغات اضداد است و مشترك ميان طهر و حيض فقها را اختلاف است در آنكه مراد از آن در آيه طهر باشد يا حيض اصحاب ما و شافعيه بر آنند كه مراد به آن طهر است به جهت چند وجه يكى قوله تعالى فَطَلِّقُوهُنَّ لِعِدَّتِهِنَّ چه طلاق مشروع در حيض واقع نميشود دوم قضيه ابن عمر كه دال است بر طهر چنان كه گذشت سيم آنكه حق سبحانه فرمود كه * ( ثَلاثَةَ قُرُوءٍ ) * و اطلاق در عدد از ثلثه تا عشره براى مذكر است و بدون تاء براى مؤنث و طهر مذكر است و حيض مؤنث پس مراد از آن ثلثه اطهار باشد چهارم اصحاب ما از زراره روايت كردهاند كه او گفت از ربيعة الراى شنيدم كه گفت ( ان من