الملا فتح الله الكاشاني
124
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
آفتاب زودتر بوى رسد و رياح لواقح بر اشجار او بيشتر وزد و يا بر نزديكتر و از آفت ارضى دور تر چه زمين منخفض مظنه مسيل مياه است كه مضر نباتاتست و بجهة اين ميوهء آن در حسن منظر و زكا و نمو بمرتبهء كمال باشد و اين بستان پر ميوه * ( أَصابَها ) * برسد بوى * ( وابِلٌ ) * باران بزرگ قطره * ( فَآتَتْ ) * پس بدهد و بار آورد * ( أُكُلَها ) * ميوهء خود را * ( ضِعْفَيْنِ ) * در حالتى كه دو برابر باشد يعنى به يك سال چندان بر دهد كه بوستانهاى ديگر به دو سال دهند مراد از ضعف مثل است هم چنان كه مراد بزوج در مِنْ كُلٍّ زَوْجَيْنِ اثْنَيْنِ مثل است و گويند مراد از آن دو مثل است پس ضعفين بمعنى چهار برابر باشد و از ابى عبد اللَّه ( ع ) مرويست كه معناه يتضاعف ثمارها كما يضاعف اجره من انفق ماله و نصب آن بر حالست اى مضاعفا * ( فَإِنْ لَمْ يُصِبْها ) * پس اگر نرسيده باشد آن باغ را * ( وابِلٌ ) * باران عظيم القطرات * ( فَطَلٌّ ) * پس به دو رسد باران ضعيف كه اين قدر نيز كافيست براى منبت و برودة هواى آن و ارتفاع مكان آن و نمو ثمرهء آن رفع طل بفعل محذوفست بقرينهء ما قبل اى فيصبها طل يا خبر مبتداى محذوفست اى فالذى يصيبها طل ملخص معنى آنست كه نفقات اين جماعت زاكيست و ناميست نزد خدا و به هيچ وجه ضايع نميشود و اگر چه متفاوت باشد در كم و بيش و باعتبار آنچه منضم شود به آن از مزيت مثوبه بر سبيل تفضل و يا مكافات مثوبه نفقه بر طريق عدل و ميتواند بود كه مراد تمثيل حال منفقين باشد نزد خدا بجنتى كه بر زمين مرتفع واقع شده باشد و تمثيل نفقات كثيره و قليله ايشان به و ابل و طل و معنى مراد اينكه آنچه به رضاى خداى تعالى تصدق كنند جزاى آن را باضعاف مضاعفه نزد خدا خواهند يافت خواه آن صدقه اندك باشد يا بسيار * ( وَاللَّه بِما تَعْمَلُونَ ) * و خدا بدانچه شما مى - كنيد از روى اخلاص يا ريا * ( بَصِيرٌ ) * بيناست و مناسب هر يك جزا خواهد داد و ذكر اين جهت تحذير است از ريا و ترغيب در اخلاص و بعد از ذكر مثل منفق مخلص باز سررشته كلام را بمبحث منفق مرائى كشيده بجهة مبالغه در تحذير آن بر سبيل تمثيل مىفرمايد كه * ( أَ يَوَدُّ أَحَدُكُمْ ) * آيا دوست ميدارد يكى از شما همزه براى انكار است يعنى دوست نميدارد يكى از شما * ( أَنْ تَكُونَ لَه ) * آنكه باشد مر او را * ( جَنَّةٌ مِنْ نَخِيلٍ ) * بوستانى از درخت خرما * ( وَأَعْنابٍ ) * و انگورها يعنى باغى مشتمل برين اشجار * ( تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الأَنْهارُ ) * كه ميرود از زير درختان او جويهاى آب * ( لَه ) * مر آن كس را باشد كه صاحب اين باغست * ( فِيها ) * در آن بستانها * ( مِنْ كُلِّ الثَّمَراتِ ) * از همهء انواع ميوه ها نه