الملا فتح الله الكاشاني

348

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

ميوه هاى دل ويست يعنى فرزندان او و رسول وى را خبر داده بود كه حسن را بزهر بكشند و حسين عليه السّلام را در كربلا شهيد كنند و اطلاق ثمرات بر اولاد در كلام عرب شايع است چنان كه مرويست كه يكى از أمير المؤمنين پرسيد كه ( ما بالنا الثمرة احب الينا من الشجرة ) چگونه است كه ميوه ها را دوستتر از درخت داريم يعنى محبت فرزند زاده ها از فرزند بيشتر است فرمود فرزندان دشمنان شمايند لقوله تعالى إِنَّ مِنْ أَزْواجِكُمْ وَأَوْلادِكُمْ عَدُوًّا لَكُمْ و فرزندان ايشان دشمنان ايشانند پس دشمن دشمن باشند و همه كس دشمن دشمن را دوست دارد و نيز صادق عليه السّلام فرمود كه بَشِّرِ الصَّابِرِينَ هم در حق أمير المؤمنين عليه السّلام است كه چون خبر شهادت برادرش جعفر از موته آوردند زبانش به اين كلمات جارى شد كه إِنَّا لِلَّه وَإِنَّا إِلَيْه راجِعُونَ بعدا از آن آن حضرت فرمود كه هيچكس پيش از أمير المؤمنين عليه السّلام اين كلمات را نگفته بود حقتعالى فرمود كه من اين را سنت گردانيدم تا بعد از وى هر مصيبت زدهء كه اقتدا بوى كند من صلوات و رحمت نامتناهى بود كرامت فرمايم و اين آيه دليل است بر آنكه * ( صَلَواتٌ ) * فرستادن بر اهل البيت عليه السّلام جايز است و بنا بر عموم آيه ادنى شخصى كه بر مصيبت صبر كند مستحق صلوات اللَّه باشد پس اهل البيت سيد انام عليهم السلم بطريق اولى كه مستحق صلوات باشند فَكَيْفَ كه آيه خاص باشد بايشان و در زمان بنى اميه و بنى عباس بر اهل البيت عليه السّلام صلوات داده‌اند و كسى انكار اين نكرده و از جمله حسن هانى در حق على بن موسى الرضا عليه السّلام گفته ( مطهرون نقيات جيوبهم تجرى الصلاة عليهم اينما ذكروا ) پس اينكه اهل خلاف منع صلوات كرده‌اند بر اهل بيت سيد انبيا صلوات اللَّه عليهم محض عناد و غايت عداوتست بايشان ( فلعنة اللَّه على معانديهم و مخالفيهم و جاحديهم لعنا كبيرا كثيرا كثيرا ) و چون حق سبحانه ذكر امتحان عباد نمود به تكليف و الزام بمصايب و آلام در عقب اين ذكر احكام حج ميفرمايد كه از جملهء مشقات عظيمه و تكاليف شاقه شرعيه است و ميفرمايد كه * ( إِنَّ الصَّفا وَالْمَرْوَةَ ) * بدرستى كه صفا و مروه كه علم دو كوهند در مكه * ( مِنْ شَعائِرِ اللَّه ) * از نشانهاى خدايست در حج خانهء كعبه يعنى طواف آن دو كوه از اعلام مناسك است و شعاير جمع شعيره است كه بمعنى علامتست و چون طواف آن از اعلام حج است * ( فَمَنْ حَجَّ الْبَيْتَ ) * پس هر كه قصد كند خانه كعبه را باعمال مخصوصه به حج يا احرام * ( أَوِ اعْتَمَرَ ) * يا متوجه زيارت كعبه شود بعملهاى مختصه بعمره * ( فَلا جُناحَ عَلَيْه ) * پس هيچ گناهى نيست بر او * ( أَنْ يَطَّوَّفَ بِهِما ) * آنكه طواف كند به اين دو كوه يعنى سعى نمايد در ما بين آن به اين وجه كه از ( صفا بمروه ) آيد و به عكس تا بهفت بار و حج در لغت قصد است و اعتمار زيارت و در شرع حج عبارتست از قصد ببيت به جهت اداى مناسك مخصوصهء آن و اعتمار زيارت بيت است بر طريق خاص و بدانكه اجماع