الملا فتح الله الكاشاني

344

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

مصيبت موجب ثواب عظيمست سعيد بن جبير گفته كه كلمهء استرجاع را از جميع امت بدين امت مرحومه عطا فرموده‌اند نه به غير ايشان و اگر نه بايستى كه يعقوب عليه السّلام نزد فقدان يوسف عليه السّلام بجاى ( يا اسفا انا للَّه ) گفتى أمير المؤمنين عليه السّلام فرمود كه ان قولنا انا للَّه اقرار على انفسنا بالملك و انا اليه راجعون اقرار على انفسنا بالهلك و ذكر اين كلمه نزد مصيبت مؤذّن است بر آنكه حق تعالى جبران كند اگر عدل باشد و مشعر بر نصفت و عدالت و انتقام از فاعل آن اگر ظلم باشد و تقدير اينست كه ( انا للَّه تسليما لامره و رضا بتدبيره و انا اليه راجعون ثقة بانا نصير على عدله و انفراده بالحكم فى اموره ) و در حديث آمده كه هر كه استرجاع كند نزد مصيبت حقتعالى جبر مصيبت او كند و عاقبت او را نيكو گرداند و او را خلفى صالح بدهد كه راضى باشد از او و نيز فرموده هر كه را مصيبتى برسد و او استرجاع نمايد و اگر چه بعد از تقادم عهد باشد از آن حق تعالى اجر آن را براى او بنويسد كه مثل اجر او باشد در روز مصيبت و صادق عليه السّلام از آباى گرام خود نقلكرده كه حضرت رسول فرموده كه چهار چيزند كه هر كه آن را منظور خود دارد و به آن عمل كند از اهل بهشت باشد يكى آنكه عصمت او شهادت ( ان لا إله الا اللَّه ) باشد دوم چون نعمة حقتعالى به او رسد گويد الحمد للَّه سيم چون خطيئه كند بگويد اسْتَغْفِرِ اللَّه چهارم چون مصيبتى به او برسد بگويد * ( إِنَّا لِلَّه وَإِنَّا إِلَيْه راجِعُونَ ) * و حضرت رسالت ص در بعضى ادعيه فرموده‌اند كه اعددت لكل هول لا إله الا اللَّه و لكل هم و غم ما شاء اللَّه و لكل ذنب استغفر اللَّه و لكل مصيبة انا للَّه ام سلمه روايت كند كه از رسول ص شنيدم كه گفت هر كه وى را مصيبتى پيش آيد و بگويد * ( إِنَّا لِلَّه وَإِنَّا إِلَيْه راجِعُونَ ) * و بعد از آن بگويد اللهم اجبرنى فى مصيبتى و اخلفنى خيرا منها حق تعالى عوض آن را بهتر از آن بوى دهد و چون ابو سلمه را وفات رسيد من اين كلمات را گفتم و با خود انديشه كردم كه در ميان مردمان بهتر از او كه تواند بود بعد از مدتى رسول صلَّى اللَّه عليه و آله خاطب ابى بلتعه را بخطبه من فرستاد گفتم من زنى غيورم و دخترى دارم وض ؟ ؟ ؟ هء خود را نميتوانم ديد پس چگونه لياقت صحبت آن حضرت داشته باشم حضرت فرمود دخترش را حقتعالى كفايت كند و غيرتش را من دعا كنم تا زايل گردد پس مرا بنكاح درآورد و چنان شد كه بر زبان مبارك آن حضرت گذشت انس بن مالك روايت كند كه روزى رسول صلَّى اللَّه عليه و آله زنى را ديد كه بر كودك خود ميگريست فرمود اى زن اتقى اللَّه و اصبرى از خدا بترس و صبر كن بر اين مصيبت گفت از مصيبت خبر ندارى كه چنين مىگويى اگر شمهء از آن ميديدى مرا منع نميكردى و چون آن حضرت از او بگذشت او را گفتند اينمرد را نشناختى كه چنين گستاخى كردى اين رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله است زن چون اين بشنيد برجست و بر اثر آن حضرت روان شد و تضرع و زارى كرده از آن تايب شد و گفت ( يا رسول اللَّه ) معذورم دار كه تو را نشناختم آنچه فرمودى انقياد