الملا فتح الله الكاشاني

338

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

فرج دهد و از هر مضيقى او را بيرون آورد و روزى او را به آن رساند از جايى كه هرگز گمان نداشته باشد و صحيفهء عمل او را به آسمان برند و آن مانند روشنى آفتاب درخشنده و نور دهنده باشد و بهترين اوقات استغفار سحر است و بعد از صبح و عصر چه حقتعالى در قرآن مجيد مدح كسانى كرده كه در وقت سحر به استغفار مشغول شوند حيث قال وَالْمُسْتَغْفِرِينَ بِالأَسْحارِ و مرويست كه ابا قمقام نزد ابو الحسن عليه السلام آمد و شكايت كرد از ضيق معيشت و پريشانى روزگار آن حضرت فرموده كه هر روز بعد از نماز صبح ده بار بگو سبحان اللَّه العظيم و بحمده استغفر اللَّه و اسئله من فضله و بعد از آن يك بار بگوى سبحان اللَّه العظيم و بحمده و لا حول و لا قوة الا باللَّه العلى العظيم و ابو القمقام روايت كند كه من به اين التزام نمودم در اندك روزى جماعتى از باديه آمدند و مرا خبر دادند كه مردى از قوم تو مرده است و وارثى غير از تو ندارد من رفتم و مال او را به تصرف خود درآوردم و مستغنى شدم و بعد از آن درويشى به من نرسيد و تلعكبرى باسناد خود از صادق ع روايت كرده كه پيغمبر ص فرموده كه هر كه هر روز يك بار بعد از نماز عصر بگويد استغفر اللَّه الذى لا إله الا هو الحى القيوم ذو الجلال و الاكرام و اسئله ان يتوب على توبة عبد ذليل خاضع فقير بائس مسكين مستكين مستجير لا يملك لنفسه نفعا و لا ضرا و لا حياة و لا موتا و لا نشورا حق تعالى امر كند بهر دو فرشته كه حافظ عمل اويند تا صحيفه عمل او را پاره پاره كنند و هر چه در آن نوشته باشد محو كنند و ديگر احاديث كه در باب فضيلت ذكر از حضرت رسالت ص و ائمه اطهار ( صلواة اللَّه و سلامه عليه و عليهم اجمعين ) ماثور است حواله بكتب اصحابست به جهت انجرار مبحث باكثار و اطناب بنا بر اين درختم اينباب اكتفاء بذكر تقسيم ذكر نموده بعد از آن شروع در تفسير آيهء ديگر ميرود بايد دانست كه ذكر بر سه قسمست ذكر بدل و ذكر بلسان و ذكر بساير جوارح اول عبارتست از نظر و فكر در بدايع الهى و صنايع پادشاهى كه سبب سكون نفس و طمانينه قلب است كقوله تعالى أَلا بِذِكْرِ اللَّه تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ و اين سر همه عبادات است و لهذا قال رسول اللَّه ص تفكر ساعة خير من عبادة ستين سنة دوم ذكر بلسان و آن قائل شدن است بتسبيح و تهليل و تكبير و غير آن چنان كه مفصلا گذشت سيم ذكر بجوارح كه آن نماز است و روزه و حج و جهاد و بعضى از علماء گفته‌اند كه ذكر بر سه نوع است ذكر الالاء و ذكر الاسماء و ذكر رب الارض و السماء اما ذكر الالاء فقوله وَاذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّه و اما ذكر الاسماء فقوله وَاذْكُرِ اسْمَ رَبِّكَ وَتَبَتَّلْ إِلَيْه تَبْتِيلًا و اما ذكر اللَّه فقوله اذْكُرُوا اللَّه ذِكْراً كَثِيراً ابو سعيد خدرى روايت كند كه چون اين آيه آمد كه اذْكُرُوا اللَّه ذِكْراً كَثِيراً رسول چندان ذكر كرد كه كافران گفتند محمد ص ديوانه شده و بعد از آن گفت كه حقتعالى سه چيز را بسه چيز موعود ساخته يكى ذكر را بذكر در كريمهء * ( فَاذْكُرُونِي أَذْكُرْكُمْ ) * دوم و فارا بوفاء در آيهء أَوْفُوا بِعَهْدِي أُوفِ بِعَهْدِكُمْ سيم فسحت را بفسحت كه فَافْسَحُوا يَفْسَحِ اللَّه لَكُمْ محققان گفته اند