الملا فتح الله الكاشاني

286

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

و براى ركوع كنندگان در آن و سجده نمايندگان يعنى نماز گذارندگان و أمير المؤمنين ع نيز بفرمودهء حضرت رسالت اين فرمان بجاى آورده بر پشت آن حضرت بالا رفت و خانه كعبه را از اوثان و ارجاس پاك ساخت و حسان بن ثابت در اينباب مدحى گفته و در روضة الاحباب و غير آن از كتب مذكور است و و آن اينست كه قيل لى قل لعلى مدحا . مدحه يحمد نارا موصدة . قلت لا اقدم فى مدح امرء حار ذو اللب الى ان عبده . و النبى المصطفى قال لنا . ليلة المعراج لما صعده . وضع اللَّه بظهرى يده . فاحس انقلب ان قد برده . و على واضع اقدامه . فى محل وضع اللَّه يده و معنى ابيات به اين راجع است كه مرا گفتند مدحى در شأن أمير المؤمنين ع بگو كه مدح او مينشاند آتش سوزان دوزخ را گفتم اقدام نميتوانم كرد در مدح گفتن مردى كه صاحب عقل صافى حيرانشده در مذهب خود و بپرستش او ميل كرده و پيغمبر ما در شبى كه بمعراج رفته بود ما را گفت حقتعالى يد قدرت را بر پشت من نهاد تا آنكه خنكى آن بدل من رسيد و على ع پاى خود را بر موضعى نهاد كه حق تعالى يد قدرت خود را بر آن نهاده بود يعنى پشت حضرت رسالت و از اين كلام شمهء از رتبهء حضرت أمير المؤمنين ع معلوم ميتوان كرد و بدان كه ان در آيهء كريمه ميتواند بود كه مصدريه باشد و حرف جر در او مقدر و تقدير آنكه بان طهرا و يا آنكه مفسره باشد به جهت آنكه عهد متضمن معنى قول است يعنى گفتيم ايشان را كه تطهير بيت كنيد از اوثان و انجاس و ركع جمع راكعست چون طلب و طالب و سجود جمع ساجد چون عدول و عادل و مفسران را در تطهير كعبه چند وجه است يكى آنكه مراد تطهير آنست از فرث و دم چه قبل از ابراهيم ع مشركان آنجا ذبح ميكردند و آن خانه را بدم ملطخ مىساختند و سرگين مذبوح را آن جا ميانداختند و اين قول جبائيست دويم آنكه مراد تطهير آنست از اوثان كه مشركان قبل از ابراهيم آن را بر در كعبهء معظمه مىآويختند و آن را مىپرستيدند و اين قول مجاهد و قتاده است سيم آنكه مراد بناى آنست بر طهارت و توحيد كقوله تعالى فَمَنْ أَسَّسَ بُنْيانَه عَلى تَقْوى مِنَ اللَّه وَرِضْوانٍ خَيْرٌ و اولى عموم تطهير است تا شامل منع جميع انجاس باشد از آن حتى كه جنب و حايض و نفسا و متنجس و ساير اهل حدث اصغر و اكبر را جايز نباشد طواف آن و اضافهء بيت بذات خود به جهت تفضيل آنست بر ساير بقاع و تمييز و تخصيص آن و نزد سعيد بن جبير مراد بطائفين مسافرانند كه از اطراف و جوانب متوجه آن مىشوند و مراد بعاكفين مقيمان و نزد ابن عباس مراد بعاكفين مصليناند كه در حين نماز قيام مىكند و مراد بركع و سجود نزد حسن جميع مسلمانانند زيرا كه از شأن اهل اسلام ركوع و سجود است و عطا گفته كه اگر طواف كنند از طائفيناند و اگر نشستگانند در آن از عاكفيناند و اگر نماز گذارندگانند از راكعان و ساجدان و