الملا فتح الله الكاشاني

282

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

آيا مردمان بر مثل اين كس قدرت دارند تا او را اختيار كنند و او را مقدم دارند بر خود يا آنكه مختار ايشان به اين صفة است تا امامت ايشان تواند كرد و چون اين فوق قدرت ايشانست پس بر خدا واجبست كه شخصى كه رتبهء امامت داشته باشد و بصفات مذكوره مبعوث بود او را امام گرداند و به زبان پيغمبر خود مردمان را به آن اخبار فرمايد تا مطيع و منقاد او شوند در جميع اوامر و نواهى او و جهال از اين بىخبرند و با هواى و آرزوى خود هر كرا خواهند امام ميگردانند و حق تعالى ذم ايشان فرموده در كتاب خود حيث قال وَمَنْ أَضَلُّ مِمَّنِ اتَّبَعَ هَواه بِغَيْرِ هُدىً مِنَ اللَّه إِنَّ اللَّه لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ و قال عج فَتَعْساً لَهُمْ وَأَضَلَّ أَعْمالَهُمْ و قال كَبُرَ مَقْتاً عِنْدَ اللَّه وَعِنْدَ الَّذِينَ آمَنُوا كَذلِكَ يَطْبَعُ اللَّه عَلى كُلِّ قَلْبِ مُتَكَبِّرٍ جَبَّارٍ حاصل كه حقتعالى ميفرمايد كه اى محمد ( ص ) ياد كن چون ابراهيم ع را آزموديم بكلمات مذكوره و او را و بعضى از ذرارى او را كه اهل عصمتاند امامت داديم * ( وَإِذْ جَعَلْنَا الْبَيْتَ ) * و اين را نيز ياد كن كه چون گردانيديم خانه كعبه را * ( مَثابَةً ) * جاى بازگشت به آن * ( لِلنَّاسِ ) * براى مردمان يعنى از براى اعيان زوار ايشان بر وجهى كه هر سال از اطراف و جوانب متوجه آن شوند به جهت مناسك و هر چند به آنجا آيند آرزوى آن داشته باشند كه بعد از معاودت از آن به آن رجوع كنند و در روايت آمده كه قصد عود به آن مكان موجب زيادتى عمر است و قصد عدم عود به آن موجب قرب اجل و يا مراد بمثابه موضع ثوابست كه مردمان به جهت اداى مناسك حج و عمره مثاب شوند * ( وَأَمْناً ) * و موضع امن و ايمنى كه در او كسى را نكشند و متعرض اذيت او نشوند لقوله حَرَماً آمِناً وَيُتَخَطَّفُ النَّاسُ مِنْ حَوْلِهِمْ يا موضع ايمنى حاج از عذاب آخرت چه حج مكفر ذنوب متقدمه حاج است و يا جايى كه جانى ملتجى به آن مؤاخذ نشود بلكه مطعم و مشرب بر او تنگ كنند . تا بالضرورة از آنجا بيرون آمده به زمين حل آيد و اين مخصوص به زمان اسلام نيست چه قبل از اسلام نيز هيچ كس قاتل پدر و ساير اقارب خود را آنجا نميكشت و اين حكم از زمان اسماعيل بوده و ببايد دانست كه بيت معرف بلام علم كعبه است و از اعلام غالبه مانند النجم و الصعن و الثريا و مثابة بمعنى مرجع است ماخوذ از ثاب بمعنى رجع و يا بمعنى موضع ثواب چنان كه گذشت و امن بمعنى ذا امن است مانند زيد عدل كه بمعنى ذو عدل است و تسميهء اين بيت ببيت الحرام جهت آنست كه حرام است بر مشركان كه در آن روند و تسميه آن بكعبه به جهت آنست كه مربع است و به خدا بيت المعمور واقع شده كه مربع است و بيت المعمور بحذاء عرش واقع شده كه مربع است و تربيع عرش جهت آنست كه كلماتى كه بناى اسلام بر آنست چهارند و آن اينست كه سبحان اللَّه و الحمد للَّه و لا إله الا اللَّه و اللَّه اكبر و قوله * ( وَاتَّخِذُوا ) * بر ارادهء قولست و تقدير اينست و اذا قلنا اتخذوا يعنى گفتيم بمؤمنان كه بعد از آنكه شرف حرم دانستيد فرا گيريد * ( مِنْ مَقامِ إِبْراهِيمَ ) * از مقامى كه منسوبست