الملا فتح الله الكاشاني
263
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
عذابى كه لايق آن باشد مقرر فرمايد و يا تكذيب هر دو نمايد و همه را در آتش دوزخ در آرد و يا انتصاف نمايد از ظالم مكذب كه به غير حجت و برهان است از براى مظلوم مكذب و يا بمعاينه بنمايد بيهود و نصارى آن كسى را كه ببهشت رود و آن كسى را كه بدوزخ رود آوردهاند كه چون ( بخت نصر ) استيلا و تسلط تمام يافت بر بنى اسرائيل نصارى را جمع كرده بر ايشان تاخت و رجال ايشان را بكشت و نساء و صبيان ايشان را سبى كرد و بيت المقدس را خراب كرد حق تعالى از اين اخبار فرمود كه * ( وَمَنْ أَظْلَمُ ) * و كيست ستمكارتر * ( مِمَّنْ مَنَعَ ) * از آن كس كه بازداشت * ( مَساجِدَ اللَّه ) * مسجدهاى خدا را * ( أَنْ يُذْكَرَ فِيهَا اسْمُه ) * از آنكه ياد كرده شود در آنجا نام خدا يعنى مانع شد از آنكه در آنجا ياد خدا كنند و پرستش او نمايند * ( وَسَعى فِي خَرابِها ) * و سعى كرد در خرابى و ويرانى مساجد بيت المقدس با آنكه يك مسجد است بعنوان جمع ادا كرد به جهت تعظيم و يا باعتبار آنكه هر موضعى از آن مسجدى است يعنى محل ( سجده ) و گويند مراد ططسوس بن اوشنانوس روميست كه بيت المقدس را خراب كرد و احبار بنى اسرائيل را بقتل آورد از ابى عبد اللَّه عليه السّلام روايتست كه مراد مشركان قريش بودند كه رسول صلَّى اللَّه عليه و آله را منع كردند در عام حديبيه از دخول ( مكه ) و ( مسجد الحرام ) و نگذاشتند كه طواف و سعى كند در آنجا و نماز گذارد كما قال هُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا وَصَدُّوكُمْ عَنِ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ و چون بمشركان قريش در تخريب مسجد الحرام سعى نميكردند پس مراد به خرابى آن تعطيل آنست از عبادت چه عمارت مسجد به نماز گذاردن است و ايقاع ساير عبادات در آن و خرابى آن بر ترك عبادت در آن و اخراج مؤمنان از آن و نزد بعضى مراد بمساجد جميع مساجد است و به من هر كه مردمان را منع كرده باشد از عبادت در آن و در خرابى آن كوشيده و در تعطيل آن سعى كرده و بر هر تقدير حق تعالى ميفرمايد كه * ( أُولئِكَ ) * آن گروه كه در منع ذكر و خرابى مسجد كوشيدهاند * ( ما كانَ لَهُمْ ) * نيست مر ايشان را يعنى سزاوار نيست ايشان را * ( أَنْ يَدْخُلُوها ) * آنكه در آيند در آن مساجد * ( إِلَّا خائِفِينَ ) * مگر در حالتى كه ترس كاران باشند چه جاى آنكه جرات نمايند بر تخريب آن و يا آنكه غير حق است اينكه ايشان در مساجد در آيند مگر كه خايف باشند از آنكه مؤمنان ( بطش ) ايشان كنند چه جاى آنكه منع اهل ايمان كنند از مساجد و يا در علم خدا و قضاى او نبود كه ايشان در مساجد درآيند مگر كه خايف باشند پس اين آيه وعده ايست مر مؤمنانرا بنصرت او سبحانه و استخلاص مساجد از كفره و حق سبحانه انجاز اين وعده فرمود در زمان دولت اسلام چه ترسايان و ساير كفار را قوت رفتن در مسجد اقصى و يهودان و ساير كفره