الملا فتح الله الكاشاني
261
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
لا بد ان يبطل دعواه ) هر كه دعوى چيزى كند بدون دليل البته آن دعوى باطل باشد و تكيه بر تمناى بيدليل مستلزم حماقت است و بلاهت كما قال أمير المؤمنين عليه السّلام لاتتك على المنى فانها بضائع النوكى يعنى تكيه مكن بر آرزوهاى باطل و غير واقع كه آن سرمايهء احمقانست و از حضرت رسالت ( ص ) مرويست كه الكيس من دان نفسه و عمل لما بعد الموت و العاجز من اتبع نفسه هواها و تمنى على اللَّه عاقل كسى است كه حساب نفس خود كند و عمل كند از براى آنچه بعد موتست و عاجز آنكه عقل خود را تابع هواى نفس خود گرداند و تمنا كند بر خدا و در آيه دلالت است بر فساد تقليد زيرا كه اگر تقليد جايز ميبود ببرهان و حجت مأمور نميشدند و نيز دلالت مىكند بر جواز محاجه در دين و قوله * ( بَلى ) * كلمه ايجابست از براى اثبات آنچه نفى آن كردهاند از دخول غير ايشان در جنت يعنى ( آرى ) در بهشت داخل مىشود غير ايشان و قوله * ( مَنْ أَسْلَمَ وَجْهَه ) * كلاميست مستانف براى تبيين رد قول ايشان و مراد بوجه همهء بدنست از قبيل تسميهء شيء باشرف اجزاى آن و اسلام بمعنى اخلاص است يقال ( اسلم له أي أخلص له ) و منه قوله ( رجلا سالما ) اى ( خالصا ) يعنى هر كه خالص ساخت همهء خود را و من جميع الوجوه انقياد نمود * ( لِلَّه ) * مر خداى را و پاكيزه گردانيد نفس خود را از براى خدا و غير او را در عبادت او شريك نگردانيد * ( وَهُوَ مُحْسِنٌ ) * و حال آنكه او نيكوكار است در كردار و گفتار يعنى آن را برآميخته نگردانيده و بر وفق مأمور بجاى آورده * ( فَلَه أَجْرُه ) * پس مر او راست ( مزد ) او كه موعود است بر عمل او در حالتى كه آن ثابتست * ( عِنْدَ رَبِّه ) * نزد پروردگار او كه ضايع و ناقص نميشود اين جمله جواب من است اگر شرطيه باشد و خبر ان اگر موصول است وفا در او به جهت آنست كه متضمن معنى شرط است و ميتواند بود كه * ( مَنْ أَسْلَمَ ) * فاعل فعل مقدر باشد و تقدير اينكه ( بلى يدخلها من اسلم ) ارى داخل مىشود در بهشت هر كه متصف باشد بصفت مذكوره و گويند مراد باسلام استسلام است و خضوع زيرا كه اصل اسلام انقياد و خضوع است و ذكر وجه جهت آنست كه هر گاه آن در سجود كه اشرف عبادت است و دلالت آن بيشتر است بر اذلال و خضوع متخاضع و منقاد باشد پس باقى اعضا بطريق اولى يعنى هر كه استسلام نمايد و خضوع و انقياد كند براى طاعة خدا پس مزد عمل ايشان نزد خداى است * ( وَلا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ ) * و هيچ ترسى نيست مر ايشان را از فوت مزد ايشان * ( وَلا هُمْ يَحْزَنُونَ ) * و نه اندوهناك باشند از تصور زوال آن مزد در آخرت آوردهاند كه جمعى ترسايان نجران بمدينه آمدند و با احبار و رؤساى يهود مناظره كردند و