الملا فتح الله الكاشاني

258

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

نمود پس ايشان چيزى چند از آن حضرت سؤال كردند و جواب شنيده برگشتند عايشه گفت من از اين بسيار غمگين شدم و چون ايشان رفتند جمعى ديگر از ايشان آمدند و بر طريق طايفهء اول سلام كردند من بيطاقت شدم و در پس پرده گفتم ( و عليكم السام و الغضب و اللعنة يا اعداء اللَّه و اعداء اللَّه ) رسول مرا گفت خاموش باش و چون برفتند مرا ملامت كرد گفتم يا رسول اللَّه از استماع آن عنان صبر و طاقت از دست من رها شد و بىطاقت و بىاختيار شدم و به جهت آن اين سخن را در جواب ايشان گفتم فرمود جهودان قوميند در نهايت حسد و بر هيچ چيز اين قدر حسد ندارند كه بر سلام بر مسلمانان به جهت آنكه سلام تحيت اهل بهشتست * ( فَاعْفُوا ) * پس در گذريد اى مسلمانان از عقوبت يهودان و قتال و جدال با ايشان * ( وَاصْفَحُوا ) * و روى بگردانيد از تعرض رسانيدن بايشان و تثريب ايشان * ( حَتَّى يَأْتِيَ اللَّه بِأَمْرِه ) * تا بيارد خداى تعالى فرمان خود را كه اذن است در قتال ايشان و ضرب جزيه بر ايشان و يا قتل قريظه و اجلاى بنى النضير به زمين شام از ابن عباس مروى است كه اين آيه منسوخ است به آيه قاتِلُوا الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِاللَّه وَلا بِالْيَوْمِ الآخِرِ و بقول ربيع و سدى بآيهء فَاقْتُلُوا الْمُشْرِكِينَ حَيْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ منسوخ شد و در منسوخيت آن نظر است زيرا كه امر بعفو و صفح از ايشان غير مطلق است * ( إِنَّ اللَّه ) * بدرستى كه خداى * ( عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ) * بر همه چيز تواناست پس قادر باشد بر تعذيب ايشان و انتقام ايشان بقتل و سبى و ضرب جزيه و اين كه امر بعفو و صفح فرمود به جهت كثرت قبايل و عشاير و استيلاى كفار بود و ضعف و قلت اهل اسلام و چون قضيه منعكس گشت آيه قتال نازل شد از ابو جعفر عليه السّلام مرويست كه رسول بقتال مأمور نشد تا آنكه جبرئيل عليه السّلام آيه أُذِنَ لِلَّذِينَ يُقاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَإِنَّ اللَّه عَلى نَصْرِهِمْ لَقَدِيرٌ بر آن حضرت نازل ساخت و تيغى از آسمان آورد و در گردن رسول افكند * ( وَأَقِيمُوا الصَّلاةَ ) * عطفست بر فاعفوا يعنى درگذريد از مجازات و مكافات كفار و بپايداريد نماز را با شرايط و اركان * ( وَآتُوا الزَّكاةَ ) * و بدهيد زكات را بمستحقان يعنى صبر بر تحمل افعال و اقوال كفار و عدم مجازات را مقارن سازيد بملتجى شدن به خدا بوسيله عبادت بدنيه و ماليه و استعانت نمودن به آن * ( وَما تُقَدِّمُوا لأَنْفُسِكُمْ ) * و آن چه از پيش فرستيد براى نفسهاى خود * ( مِنْ خَيْرٍ ) * از كردار نيكو چون صلاة و زكات و انواع خيرات و گويند خير اينجا بمعنى مال است يعنى از صدقات و نفقات واجبه و مندوبه * ( تَجِدُوه ) * يابيد آن را نوشته و ثبت كرده * ( عِنْدَ اللَّه ) *