الملا فتح الله الكاشاني
254
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
هر چه منسوخ ميگردانيم * ( مِنْ آيَةٍ ) * از آيتى از قرآن بر وفق مصالح خلق و مقتضاى زمان * ( أَوْ نُنْسِها ) * يا فراموش ميگردانيم آن را و از دلها ميبريم * ( نَأْتِ بِخَيْرٍ مِنْها ) * ميآوريم بهتر از آن آيهء منسوخه در نفع عباد چنان كه مصابرهء يك غازى را با ده تن منسوخ كرديم به دو تن و يا در مثوبة به جهت شدت مشقت كه در ناسخ باشد و در منسوخ نباشد * ( أَوْ مِثْلِها ) * يا ميآريم مانند آنچه نسخ كردهايم در منفعت و مثوبت با وجود رعايت مصلحت چون تحويل قبله از بيت المقدس بكعبه بدانكه ماء شرطيه جازم ننسخ است و نأت مجزوم بر جواب شرط و نسخ در لغت ابطال شيء است و اقامهء غير آن در مقام ان يقال ( نسخت الشمس الظل اى اذهبته و حلت محله ) و يا ابدال صورتى به صورتى و تناسخ از اين ماخوذ است و مراد بنسخ آيه ازالهء لفظ يا معنى يا هر دو است و ابدال غير آن در مكان او پس ناسخ حكم شرعيست كه دلالت كند بر ازالهء حكمى كه قبل از آن ثابت بوده باشد و منسوخ حكميست كه ازالهء آن كرده شده باشد و تفصيل و تبيين نسخ و منسوخ و ناسخ و ابحاثى كه متعلق است به آن در كتب اصول فقه مسطور است فلتظالع ثمة و انساء آيه اذهاب آنست از قلوب چنان كه در روايت آمده كه مردى در مجلس رسول ( ص ) بر پاى خواست و گفت يا رسول اللَّه چند آيه قرآن ميدانستم و در نماز تهجد ميخواندم شب برخاستم فراموش كرده بودم و هر چند خواستم كه ياد من آيد ميسر نشد و ديگرى برخواست و گفت مرا نيز همچنين قضيه دست داد و ديگرى همچنين گفت پيغمبر ( ص ) فرمود هيچ ميدانيد كه سبب اين چيست گفتند اللَّه و رسوله اعلم فرمود اين به جهت آنست كه حقتعالى آن را نسخ فرمود و هر گاه آيتى را نسخ نمايد آن را از ياد مردمان ببرد و اين از جملهء معجزات حضرت رسالت ( ص ) است و در مجمع آورده كه نسخ بر سه قسم است يكى منسوخ اللفظ و الحكم چنان كه از ابى بكر روايتست كه ما در اول اسلام قراءة ميكرديم كه ( لا ترعنوا عن آبائكم فانه كفر لكم ) حقتعالى آن را نسخ گردانيد دويم مرتفع الحكم فقط كقوله وَإِنْ فاتَكُمْ شَيْءٌ مِنْ أَزْواجِكُمْ إِلَى الْكُفَّارِ فَعاقَبْتُمْ الايه كه ثابت اللفظ است در خط سيم مرتفع اللفظ فقط مانند آيهء رجم و اخبار بسيار واقع شده كه دلالت مىكند بر نسخ تلاوت بعضى از آيات قرآن از جمله ابو موسى روايت كرده كه مسلمانان در اول اسلام ميخواندند كه ( لو ان لابن آدم واديين من ذهب لا تبغى لهما ثالثا و لا يملأ جوف ابن آدم الا التراب و يتوب اللَّه على من تاب ) و بعد از آن مرفوع شد و نيز از انس روايت است كه هفتاد كس از انصار در بئر معونه كشته شدند و در حق ايشان نازل شد كه ( انا لقينا ربنا فرضى عنا و ارضانا ) و بعد از آن مرفوع گشت و چون يهود در نسخ مجادله ميكردند و ميگفتند كه آن پشيمانيست و آن بر خدا روا نيست كه از چيزى پشيمان گردد و از حكمت الهى و مصلحت پادشاهى در نسخ