الملا فتح الله الكاشاني
224
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
باشد و بنا بر اين وجه آيه حجت نباشد بر لبث دائمى صاحب كبيره و بنا بر قول اخير خطيئه عبارتست از آنكه مجاهد گفته كه چون بندهء مؤمن گناهى كند نقطهء سياه بر دلش پديد آيد و هر چند گناه بيشتر كند سياهى زياده گردد تا آنكه جملهء دل او سياه گردد و بعد از بيان حال كفار يا مطلق اهل عصيان ذكر مال صلحاء اهل ايمان مىكند تا داعى بندگان باشد بايمان و عمل صالح و ميفرمايد كه * ( وَالَّذِينَ آمَنُوا ) * و آنان كه گرويده اند به خدا و به آنچه از نزد او آمده * ( وَعَمِلُوا الصَّالِحاتِ ) * و كردهاند عملهاى نيكو و پسنديده * ( أُولئِكَ أَصْحابُ الْجَنَّةِ ) * آن گروه اهل بهشتاند و ملازم آن * ( هُمْ ) * ايشان نه غير ايشان * ( فِيها خالِدُونَ ) * در بهشت جاويد باشندگانند عطف عمل صالح بر ايمان دلالت مىكند بر خروج آن از مسماى ايمان و خلود اگر چه بحسب وضع بمعنى لبث طويل است اما اينجا مراد دوام ثبات است باجماع جميع امة و بعد از بيان حال فريقين باز سر رشتهء كلام را بذكر بنى اسرائيل كشيده مىگويد * ( وَإِذْ أَخَذْنا ) * و ياد كنيد چون فرا گرفتيم در تورية * ( مِيثاقَ بَنِي إِسْرائِيلَ ) * عهد و پيمان فرزندان يعقوب را و گفتيم بايشان كه * ( لا تَعْبُدُونَ إِلَّا اللَّه ) * مپرستيد مگر خداى را كه سزاوار پرستش او است نه غير او اخبار در معنى نهيست كقوله تعالى وَلا يُضَارَّ كاتِبٌ وَلا شَهِيدٌ و اين ابلغ است از صريح نهى به جهت آنكه اين متضمن ايهام است به آنكه منهى مسارعت كرده بانتها و الحال ناهى از آن خبر مىدهد و مؤيد اينست قراءة أَلَّا تَعْبُدُوا و عطف قولوا بر آن و بنا بر اين مقول قول محذوفست اى ( قلنا لهم لا تعبدوا الا اللَّه ) و نزد بعضى تقدير كلام ان لا تعبدوا است كه چون حذف ان شده فعل مرفوع گشته و قراءة ان لا تعبدوا دال است بر اين پس اين بدل باشد از ميثاق و يا معمول آن باشد بحذف جار اى ( بان لا تعبدوا ) و نزد بعضى ديگر جواب قسمست و معنى كلام دال است بر آن كانه قال ( خلقناهم لا تعبدون ) يعنى سوگند داديم ايشان را كه نپرستند غير خداى را و حمزه و كسايى بغيبت خواندهاند يعنى اخذ عهد كرديم از ايشان كه نپرستند ايشان مگر خداى را و قوله * ( وَبِالْوالِدَيْنِ ) * متعلق است بمضمر و تقدير كلام اينست كه و تحسنون يا و احسنوا يعنى نيكويى كنيد بر پدر و مادر * ( إِحْساناً ) * نيكويى كردنى يعنى رفعت و شفقت و دعاى خير و انفاق جميل در حق ايشان مرعى داريد وَبِذِي الْقُرْبى عطفست بر والدين يعنى و نيز نيكويى نمائيد بخويشان * ( وَالْيَتامى ) * و يتيمان يعنى فرزندان بىپدر قبل از بلوغ بدليل ( لا يتم بعد الحلم ) * ( وَالْمَساكِينِ ) * و بيچارگان و درويشان يتامى جمع يتيم است چون نديم و ندامى و قليل الاوزانست و مسكين مفعيلست ماخوذ از سكون ( كان الفقر اسكنه ) و قوله * ( وَقُولُوا لِلنَّاسِ حُسْناً ) * در تقدير قولوا