الملا فتح الله الكاشاني

207

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

در زمان او در قريه ايله كه بر ساحل بحر اخضر بود مقيم شده بودند از اين امر در گذشتند و بصيد ماهى مشغول شدند و در روايت آمده كه روز شنبه همهء ماهيان دريا به آن بقعه جمع ميشدند و سر از آب بيرون ميكردند و ايمن بودند از آنكه كسى در آن روز تعرض بايشان رساند چه مدت متمادى بود كه در اين روز كسى مزاحم ايشان نميشد و ايشان دانسته دليرانه در آن موضع جمع ميشدند و چون روز به آخر ميرسيد همه ميرفتند و از آنها كسى اثرى نميديد تا بشنبه ديگر اينحال بر سكنه انقريه شاق آمد و آخر حيله كرده در پيرامن آن دريا حوضها كندند و آب دريا در آن ميگشادند و روز شنبه آن حوضها پر از ماهى ميشد و ايشان در آخر روز راه آن آب را ميبستند و ماهيان نميتوانستند كه به دريا روند و روز يكشنبه آن را صيد ميكردند و ميگفتند روز جمعه آب را بحوض ميكنيم و روز يكشنبه ماهى را ميگيريم پس فعلى كه مخالف امر خدا باشد از ما صادر نميشود و در آن شهر هفتاد هزار مرد بودند و چون مدتى بر اين برآمد مردمان دلير شدند و روز شنبه نيز بصيد كردن ماهى مشغول ميشدند و مدتى بر اين گذشته صاحب جمعيت شدند و مال بسيار جمع كردند و بعضى از صلحاى ايشان هر چند ايشان را از اين نهى ميكردند ايشان از آن منزجر نميشدند و در آن عمل منهى ارتكاب مينمودند پس با ايشان گفتند كه ما از اينموضع جلاى وطن ميكنيم تا چون عذاب الهى بر شما فرود آيد ما داخل شما نباشيم پس بگوشه شهر رفته از ايشان اعتزال كردند و با ايشان مخالطه و مناكحت و معامله نميكردند داود عليه السّلام بر آنها دعا كرده حقتعالى انزال عذاب كرد بر ايشان و همه را به صورت بوزينه مسخ فرموده كما قال اللَّه تعالى * ( فَقُلْنا لَهُمْ ) * پس گفتيم ما مر ايشان را بعد از خلاف امر * ( كُونُوا قِرَدَةً ) * باشيد بوزينگان * ( خاسِئِينَ ) * رانده شدگان و خوار گشتگان اين خبر بعد از خبر است و تقدير اين است كه ( كونوا جامعين بين القردة و الخسوء و هو الصغار و الطراد ) يعنى جمع اين دو صفت كنيد كه آن صورت قرده است و صغار و طرد از رحمت پس صورت ايشان به صورت بوزينه شد و هر جا كه ميرفتند آنها را از نزد خود ميراندند تا شآمت آنها بايشان نرسد مرويست كه صباح آن شب كه اين عذاب برايشان فرود آمد مردمان مصلح كه از ايشان كنار كرده بودند از مواضع ايشان هيچ آوازى نميشنيدند و كسى را نميديدند و درهاى ايشان گشوده نشد پس بر بالاى حصار آن شهر برآمدند ديدند كه همه به صورت بوزينه مسخ شده بودند شكر الهى بتقديم رسانيدند و به خدا ملتجى شدند و در طاعت افزودند و آن همه ممسوخات سه روز ماندند و بعد از آن مردند و هيچ كدام بيش از سه روز زنده نماندند و مجاهد گفته صورت ايشان مسخ نشد بلكه قلوب ايشان ممسوخ شد پس تمثيل ايشان بقردة تمثيل ايشان باشد بحمار در آيه كَمَثَلِ الْحِمارِ يَحْمِلُ أَسْفاراً و قول اول اكثر و اشهر و اصح است و اصوب و مراد بقوله * ( كُونُوا قِرَدَةً ) * امر نيست به جهت عدم قدرت ايشان بر آن بلكه مراد به آن سرعت تكوينست و صيرورت ايشان به نحوى كه مراد او سبحانه بود * ( فَجَعَلْناها ) * پس گردانيديم مسخية و عقوبت