الملا فتح الله الكاشاني

205

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

اگر راجع بطوايف اربع باشد پس مراد به الذين آمنوا اهل نفاق خواهند بود چنان كه گذشت و يا مراد مؤمنان حقيقى باشند و نسبت ايمان بايشان ثبوت و دوام ايمان ايشان باشد و اگر راجع است بطوايف ثلثه پس نص است بر آنكه مراد به * ( الَّذِينَ آمَنُوا ) * اهل اخلاصند انتهى كلامه و عدم ذكر ترك معاصى جهت آنست كه ترك آن از اعمال صالحه است و در آيه دلالت است بر آنكه ايمان عبارتست از تصديق و اعتقاد بقلب و عمل صالح جزء آن نيست به جهت عطف آن بر آن چه عطف مقتضى مغايرتست و كسى كه عمل صالح را حمل بر تأكيد مىكند و يا بر فضل تارك ظاهر است و بعد از ذكر كفران بنى اسرائيل بر سبيل التفات نقل از غيبت بخطاب مىكند و ميگويد كه * ( وَإِذْ أَخَذْنا ) * و ياد كنيد اين را كه فرا گرفتيم از شما * ( مِيثاقَكُمْ ) * پيمان شما را بمتابعت موسى و عمل به احكام تورية كه از جملهء آن اين بود كه شريك نگيريد به خدا و به همه پيغمبران و كتابهاى ايشان تصديق كنيد و اوامر او را امتثال كنيد و از جميع نواهى اجتناب نمائيد * ( وَرَفَعْنا فَوْقَكُمُ الطُّورَ ) * و برداشتيم بر زبر شما اى بنى اسرائيل كوه را تا پيمان را قبول كرديد و سبب آن بود كه بنى اسرائيل بعد از نزول تورية تمرد آغاز كردند و گفتند احكام آن مشتمل بر آصار و اثقال و تكاليف شاقه است ما انقياد آن نمىتوانيم كرد حقتعالى بجبرئيل امر كرد كه كوهى را از كوه هاى فلسطين كه آن را طور گفتندى به مقدار لشگرگاه ايشان به طول و عرض يك فرسنگ در يك فرسنگ بر كند و بر بالاى سر ايشان بداشت به مقدار قامت مردى و در بعضى تفاسير از ابن عباس نقلكرده‌اند كه آن كوه منسوب بود بطور بن اسماعيل و آن را بر بالاى سر ايشان بداشت مانند سايبانى و در پيش روى ايشان آتشى بيفروخت و در عقب ايشان دريايى زخار بديد آمد و چون گريز گاهى نديدند بتضرع و زارى بر وى در افتادند و نيمهء روى بر زمين نهادند و بنيمه ديگر و يك چشم بكوه مىنگريدند از بيم آنكه مبادا بر سر ايشان فرود آيد و از اينجا است كه سجدهء ايشان بر يك نيمه رويست و گفتيم ما ايشان را نزد اينحال كه * ( خُذُوا ) * فرا گيريد * ( ما آتَيْناكُمْ ) * آنچه داديم شما را از احكام شرع * ( بِقُوَّةٍ ) * بجد تمام و جهد قوى يعنى بثبات و يقين كه شايبهء شك نداشته باشد و عياشى روايت كرده كه از صادق عليه السّلام پرسيدند كه مراد بقوة در آيهء * ( خُذُوا ما آتَيْناكُمْ بِقُوَّةٍ ) * ابدانست يا قلوب فرمود ( بهما جميعا ) يعنى مراد هم قوة بدنست در طاعة و هم قوت دل در اعتقاد * ( وَاذْكُرُوا ) * و ياد گيريد و فراموش مكنيد و يا پيوسته ياد كنيد و تفكر نمائيد * ( ما فِيه ) * آنچه در او است از ثواب و عقاب و عمل بمضمون آن كنيد از ابو عبد اللَّه عليه السّلام مرويست كه معنى آنست كه ياد كنيد آنچه در ترك آنست از عقوبت پس عمل به آن كرده ترك آن مكنيد * ( لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ ) *