الملا فتح الله الكاشاني
194
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
بمعنى عيانا است و در اصل مصدر جهرت بالقراءة است و مستعار شده براى معاينه و نصب آن بر مصدرية است زيرا كه نوعى از رؤيتست و يا حال است از فاعل يا مفعول و گويند صاعقه آوازى مهيب بود كه از آسمان فرود آمد و چون استماع آن كردند فى الحال مردند و نزد برخى مراد بصاعقه لشگرى بود كه ايشان استماع حسيس ايشان كردند و مصعوق شدند يعنى به زمين افتادند و بمردند و ظاهر تنظرون دال است بر آنكه آتشى بود مگر گاهى كه بمعنى ( تنظرون ما اصابكم من اثره ) حمل كنند حاصل كه ايشان بعد از مردن يك شبانه روز آن چنان افتاده بودند و موسى عليه السّلام نيز بيهوش شد و بعد از آنكه با هوش آمد متحير در ايشان مينگريست و ميگفت خداوندا با بنى اسرائيل چگويم و چون احوال ايشان پرسند چه جواب گويم پس حقتعالى ايشان را زنده ساخت كما قال * ( ثُمَّ بَعَثْناكُمْ ) * پس بر انگيختيم و زنده گردانيديم شما را * ( مِنْ بَعْدِ مَوْتِكُمْ ) * از پس مردن شما بصاعقه براى استكمال اجال * ( لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ ) * تا باشد كه شما سپاس دارى كنيد امر حقتعالى را در زنده كردن شما چه حياة از اصول نعم است و يا شكر گذارى كنيد بعد از بعث از موت بوسيله طاعت و عبادت و قيد بعث بموت جهت آنست كه بعث از اغماء و نوم هم مىباشد كقوله تعالى ثُمَّ بَعَثْناهُمْ و در آيه دليل است بر آنكه موسى عليه السّلام سؤال رؤيت براى خود نكرد و هر گاه جهلهء بنى اسرائيل بجهل و نادانى اقتراح سؤال رؤيت كرده باشند و بسبب آن بصاعقه مبتلا شده باشند و موسى عليه السّلام به جهت جوار و صحبت او با ايشان بيهوش گرديده باشد و كوه بسبب آن پاره پاره شده باشد پس آيا حال كسى كه بصميم قلب اعتقاد كرده باشد كه خداى تعالى را معاينه خواهد ديد چگونه خواهد بود ( نعوذ باللَّه من الاعتقادات المردية و العقائد المؤبقة ) و نيز دلالت مىكند بر جوار رجعت و قول كسانى كه ميگويند رجعت جايز نيست مگر در زمان پيغمبر ما تا معجزهء او باشد بر نبوت باطل است زيرا كه نزد ما بلكه اكثر امت جايز است اظهار معجزات و كرامات بر دست ائمه و ادله بر اينمدعا در كتب اصول مذكور است و ابو القاسم بلخى بر آنست كه جايز نيست رجعت با اعلام زيرا كه در آن اغر است بمعاصى به جهت اتكال بنده بر توبه در كرة ثانيه و جواب از اين آنست كه كسى كه قائل رجعتست نميگويد كه همهء مردمان رجعة خواهند كرد تا موجب اغراء و اتكال باشد بلكه تجويز آن مىكند براى احدى از اهل تكليف مرويست كه در وقتى كه موسى عليه السّلام بنى اسرائيل را گفت كه ببيت المقدس رويد و با عمالقه حرب كنيد ايشان در جواب گفتند فَاذْهَبْ أَنْتَ وَرَبُّكَ فَقاتِلا إِنَّا هاهُنا قاعِدُونَ يعنى تو و خدا برويد و با ايشان مقاتله كنيد كه ما اينجا نشسته گانيم و به آنجا نخواهيم رفت حقتعالى بر ايشان غضب كرد و گفت دخول شما در شهر حرام است تا مدت چهل سال كما قال فَإِنَّها مُحَرَّمَةٌ عَلَيْهِمْ أَرْبَعِينَ سَنَةً يَتِيهُونَ فِي الأَرْضِ و در اين مدت ايشان را در تيه كه بيابانى بود مسافت آن پنج فرسخ